مجموعه داستان خارجی

چاقوی شکاری

(hunting knife)

داستان بلند چاقوی شکاری همانند دیگر آثار موراکامی نگاهی دقیق به روان انسان معاصر دارد. این بار جوانی آمریکایی که روی صندلی چرخ‌دارش نشسته است از توهمی رنج‌آور سخن می‌گوید.

بوتیمار
9786004042239
۱۳۹۵
۳۸ صفحه
۳۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
کتاب‌خانه عجیب
کتاب‌خانه عجیب پسربچه‌ای تنها، دختری مرموز، و مردی که لباس گوسفند به تن‌اش دوخته شده، نقشه می‌کشند از کتاب‌خانه پیچ‌درپیچ و ترسناکی فرار کنند، کتاب‌خانه‌ای ساخته تخیل بی‌مرز هاروکی موراکامی که تخصصش آمیختن واقعیت و وهم است.
کتاب‌خانه غرایب
کتاب‌خانه غرایب پسرک کتاب‌خوانی هنگام مراجعه برای دریافت کتاب از کتاب‌خانه توسط کتابدار به محلی برده می‌شود و در گذر از مارپیچ‌های پنهان کتاب‌خانه در سلولی گرفتار می‌شود. او به همراه چند نفر، از جمله نگهبان زندان برای نجات جان خود اقدام به فرار می‌کنند...
بشنو آواز باد را
بشنو آواز باد را شما موراکامی را می‌شناسید. خیلی هم خوب می‌شناسید و همین شاید نگاه شما را به اولین رمانش کمی متفاوت کند. خواندن اولین رمان از نویسنده محبوب‌تان یک کم سخت است. اما بیایید از همین لحظه به این فکر کنید که قرار است شاهد اولین گام‌های نویسنده‌ای باشید که برای خیلی‌هایتان محبوب است. وقتی به این دید به ماجرا نگاه کنید ...
بعد از زلزله (چند داستان کوتاه) مجموعه داستان
بعد از زلزله (چند داستان کوتاه) مجموعه داستان وضعیت افتصادی در اوج شکوفایی بود و مردم آن‌قدر پول داشتند که نمی‌دانستند با آن چه کار کنند. در همین حال بود که زلزله اتفاق افتاد. برای شخصیت‌های «بعد از زلزله»، زلزله‌ی کوبه بازتاب گذشته‌ی فراموش شده‌ای است که پیش‌تر از این‌ها به خاکش سپرده بودند. ساتسوکی سی سال از عمر خود را با نفرت از یک مرد سپری کرده ...
جنوب مرز غرب خورشید
جنوب مرز غرب خورشید همه همین‌طور پشت‌سر هم ناپدید می‌شوند. بعضی چیزها یک‌باره محو می شود، انگار ناگهان آنها را برچیده‌اند. بعضی دیگر به آهستگی در مه کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌شود... و تنها چیزی که باقی می‌ماند کویر است. وقتی از بار بیرون آمدم چیزی به طلوع خورشید نمانده بود و بارانی ملایم بر خیابان اصلی آئویاما می‌بارید. بیش از حد خسته بودم. قطرات باران ...
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها