رمان خارجی

جاناتان مرغ دریایی (با جعبه)

(Jonathan seagull)

چرا دشوارترین کار در جهان این است که پرنده‌ای را متقاعد کنی‌‌، ‌آزاد است‌‌؟ در این کتاب با روایت داستانی بسیار پندآموز از زندگی یک مرغ دریایی به خواننده این نکته را متذکر می‌شود که برای رسیدن به هدف تنها کوشش است که می‌تواند به شما کمک کند. کلمات کلیدی: ادبیات و داستان، ادبی، ریچارد باخ، زهره زاهدی

زهره زاهدی
نشر ارس
9786005630251
۱۳۹۶
۱۱۲ صفحه
۳۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ریچارد باخ
صفحه نویسنده ریچارد باخ
۲۲ رمان باخ در سال ۱۹۳۶ در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد. او فرزند رولند روبرت و روت هلن شاو باخ و همچنین از نوادگان یوهان سباستین باخ، آهنگساز بزرگ و مشهور آلمانی بود. او در سال ۱۹۵۵ وارد کالج لانگ بیچ استیت شد که در حال حاضر به عنوان لانگ بیچ، دانشگاه ایالت کالیفرنیا شناخته می‌شود. او از ازدواج با همسر اولش صاحب ۶ فرزند شد و چون اعتقادی به ازدواج نداشت از آن‌ها جدا شد و رهایشان کرد. یکی از ...
دیگر رمان‌های ریچارد باخ
جاناتان مرغ دریایی
جاناتان مرغ دریایی این کتاب داستان کسانی است که رویاهایشان را دنبال می‌کنند و پیرو قوانین خودشان هستند؛ داستانی که سال‌ها الهام‌بخش زندگی مردم بوده است. زندگی اکثر مرغان دریایی تشکیل شده است از خوردن، بقا، و از پرواز کردن تنها برای پیدا کردن غذا استفاده می‌کنند. با این حال، برای «جاناتان»، مرغ دریایی که یک پرنده معمولی نیست، پرواز کردن یعنی خود ...
اوهام
اوهام تنها جبر زندگی یگانه با خویش بودن است. یگانه با هر که و هر چه دیگر، نه ممکن است، که نشانه منجی دروغین بودن است. ساده‌ترین پرسش‌ها، ژرف‌ترین پرسش‌هایند. کجاست زادبومت؟ خانه کجا؟ به کدام جانب روانی؟ چه هوی در سرت؟ پرسش همان پرسش، به گذار زمان دگر رنگ‌های پاسخ‌بین.
هیچ راهی دور نیست
هیچ راهی دور نیست هیچ راهی دور نیست، در قلب یک مرغ عشق آغاز می‌گردد تا آدمی به جستجوی حقایقی برخیزد که همواره می‌شناخته است؛ حقایقی دربارة دوستی، عشق و زندگی در این سیاره. این سفرِ آموزشی می‌تواند شما را به هرجا که می‌خواهید و به نزد هرکسی که می‌خواهید با او باشید، ببرد. آنان که با جاناتان مرغ دریایی اثر همین نویسنده سفر ...
پلی به سوی جاودانگی
پلی به سوی جاودانگی اگر انتخاب با من بود، ترجیح می‌دادم از دستش ندهم. نه عصبانی بودم و نه مایوس و ناامید. گویی با سر وارد یک موقعیت کمدی شده بودم، گویی با چرخش سریع صندلی‌ام به جای دیوارهای دفتر استان، با دوربین‌های تلویزیونی و تماشاگران داخل استودیو روبرو می‌شدم.
هیپنوتیزم ماریا
هیپنوتیزم ماریا این کلمه جیمی را میخکوب کرد. مانند این بود که ناگهان بی‌سیم هواپیما خاموش و دوباره روشن شود و حجم زیادی اطلاعات وارد ذهن شود. شاید افکارش به موضوعی چسبیده که توضیحی برایش وجود ندارد. جیمی با خود فکر کرد چطور درست زمانی که قضیه هیپنوتیزم ماریا اکوآ را در ذهنم مرور می‌کردم این آدم عجیب باید از راه برسد و ...
مشاهده تمام رمان های ریچارد باخ
مجموعه‌ها