رمان خارجی - بریتانیا

اسب رقصان

(The horse dancer)

در گوشه‌ای از لندن، هنری لاشاپل که پنجاه سال پیش در فرانسه در یک آموزشگاه سوارکاری مخصوص نخبگان تعلیم دیده است، به نوه و اسبش می‌آموزد چگونه بر نیروی جاذبه زمین غلبه کنند و حرکات نمایشی انجام دهند. سپس مشکلاتی پیش می‌آید و سارای چهارده ساله مجبور می‌شود خود به تنهایی کار را ادامه دهد.

آموت
9786003840638
۱۳۹۶
۶۵۶ صفحه
۲۱۴۸ مشاهده
۰ نقل قول
جوجو مویز
صفحه نویسنده جوجو مویز
۳۰ رمان پائولین سارا جو مویس و در ۴ اوت سال ۱۹۶۹ در لندن، انگلستان متولد شد. او در رویال هالووی (Royal Holloway) دانشگاه لندن (University of London)و کالج نیو بدفورد دانشگاه لندن (Bedford New College) تحصیل کرد. در سال ۱۹۹۲ او برنده یک بورس مالی از روزنامه ایندیپندنت برای شرکت در دوره کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری در دانشگاه شهر (City University) در لندن شد. او پس از آن به مدت ۱۰ سال (به جز یک سالی که در هنگ کنگ برای ساندی مورنینگ ...
دیگر رمان‌های جوجو مویز
من پیش از تو
من پیش از تو لوئیسا کلارک، دختری بیست و شش ساله و از طبقه کارگر جامعه است که به همراه خانواده‌اش زندگی می‌کند. زندگی یکنواخت و فاقد بلند پروازی او مدام تحت‌الشعاع موفقیت‌های خواهر کوچکترش ترینا، قرار دارد تا این که یک روز صبح شغل هفت ساله‌اش در کافه محلی را از دست می‌دهد. او به ناچار به مرکز کاریابی مراجعه می‌کند و با ...
پاریس تک نفره
پاریس تک نفره پاریس تک نفره عنوان نخستین و بلندترین داستان از مجموعه‌ای به همین نام همراه با هشت داستان کوتاه دیگر است و ماجرای آن به نل، دختری بیست‌ و شش ساله مربوط است که می‌خواهد برای نخستین بار به پاریس برود. او دختری ماجراجو و اهل خطر نیست اما هنگامی که نامزدش در ایستگاه راه‌آهن حاضر نمی‌شود تا سفر رومانتیک او ...
آن‌که به من ستاره بخشید
آن‌که به من ستاره بخشید «راستش، بدجوری گیر افتادم.» مارجری اخم کرد: «تو گیر نیفتادی.» «گفتنش برای تو راحته. تو خونه داری، بلدی چطور از خودت مراقبت کنی.» «آلیس، تو مجبور نیستی طبق قوانین اونا پیش بر. مجبور نیستی طبق قوانین هیچ کس پیش بری. به جهنم، اگه دلت میخواد میتونی همین امروز شال وکلاه کنی وبرگردی انگلستان.» «نمی تونم...» «می خوام یه چیزی بهت بگم.» ناگهان بازوی آلیس ...
دختری که رهایش کردی
دختری که رهایش کردی می‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می‌گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌اومد. به زودی می‌تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‌رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اون‌قدری بی‌رحم نیست ...
مشاهده تمام رمان های جوجو مویز
مجموعه‌ها