رمان خارجی - شرق دور

زنی که درخت شد (گیاهخوار)

(The vegetarian)

قبل از این که زنم گیاهخوار شود، به نظرم در هیچ زمینه‌ای قابل توجه نبود و کاملا معمولی بود. راستش را بگویم دفعه اولی که دیدیمش حتی به نظرم جذاب هم نبود؛ قد متوسط؛ موهای مصری، نه بلند و نه کوتاه؛ صورت یرقانی، رنگ پوست مریض‌ها؛ استخوان گونه کم و بیش بیرون‌زده؛ چهره زرد و مریض‌احوال و کم‌رویش هر چه را باید می‌دانستم، به من گفت. وقتی داشت سمت میزی که منتظرش نشسته بودم می‌آمد، نمی‌توانستم چشم از کفش‌هاش بردارم، ساده‌ترین کفش مشکی‌ای که بتوان تصور کرد. و طرز راه رفتن‌اش، که نه تند بود و نه کند. قدم‌هاش را نه بلند برمی‌داشت و نه کوتاه. به هر حال، اگر نه جاذبه خاصی بین‌مان بود و نه هیچ مشکل به خصوصی خودش را نشان می‌داد، پس دلیلی هم وجود نداشت که ما دو نفر با هم ازدواج نکنیم. انفعالی که در شخصیتش بود، همین که نه می‌توانستم دلفریبی‌ای در او ببینم و نه تازگی یا هر چیزی که مخصوصا فیلتر کرده باشد، از سرم هم زیاد بود. لازم نبود برای پیروزی بر او سواد و هوش خرج کنم یا نگران این باشم که مرا با مردهای آراسته‌ای قیاس کند که در کاتالوگ‌های مد ژست می‌گیرند و اگر سر یکی از قرارهایمان دیر می‌رسیدم، آدمی نبود که از کوره در برود. شکم گنده‌ام که سر و کله‌اش در اواسط دهه دوم زندگی‌م پیدا شده بود، پاها و ساعد استخوانی‌ام که حتی با وجود تلاش زیادم همه رقمه در مقابل گوشت آوردن مقاومت می‌کردند، خیالم تخت بود که برای او لازم نیست نگران هیچ کدام این‌ها باشم. همیشه در زندگی‌ام به سمت متوسط‌ها متمایل بودم. مدرسه که می‌رفتم، انتخابم این بود که برای آن‌هایی که از خودم دو - سه سال کوچک‌تر بودند، رئیس‌بازی در بیاورم و می‌توانستم سردسته‌شان باشم جای این که بختم را در مورد آن‌هایی که همسن و سال خودم بودند بیازمایم و بعدها هم دانشگاهی را انتخاب کردم که در آن بیشترین شانس را برای گرفتن کمک‌هزینه تحصیلی رقم بالایی که کفافم را بدهد داشته باشم و به همین ترتیب طبیعی بود که با عادی‌ترین زن دنیا ازدواج کنم. چون زن‌هایی که قشنگ‌اند، فریبا و باهوش‌اند و دختر خانواده‌های پولدارند، همیشه فقط به این کار آمده‌اند که هستی با دقت سامان گرفته‌ام را به هم بریزند.

9786009739707
۱۳۹۷
۱۶۸ صفحه
۸۵۴ مشاهده
۰ نقل قول
هان کانگ ۵ رمان 소설가 한강

Han Kang is the daughter of novelist Han Seung-won. She was born in Kwangju and at the age of 10, moved to Suyuri (which she speaks of affectionately in her work "Greek Lessons") in Seoul.

She studied Korean literature at Yonsei University. She began her writing career when one of her poems was featured in the winter issue of the quarterly Literature and Society. She made her official literary debut ...
دیگر رمان‌های هان کانگ
کتاب سفید
کتاب سفید و دائم از یاد می‌برد، که تن‌اش (که تن‌هایمان) خانه‌ای شنی‌ست؛ که خرد شده و هنوز هم در حال خرد شدن است؛ و لجوجانه از لای انگشت‌ها می‌لغزد.
گیاهخوار (رمان خارجی)
گیاهخوار (رمان خارجی) نوشته‌های هان کانگ شگفت‌انگیز و به یاد ماندنی است. مانند رشد و نمو دانه‌ای کوچک، روند ملایمی دارد. کالین وینت، نویسنده اقامت جنوب و گرگ رمانی نفس‌گیر و به غایت به یاد ماندنی. کلمات این کتاب مثل نور تلالو می‌بخشد. من تصویرسازی حسی کتاب را تحسین می‌کنم. جس ریچارد، برنده جایزه داستان‌های کوتاه کاستا برای اولین رمانش، طناب‌های مار شاعرانه ...
اعمال انسانی
اعمال انسانی گوانگجو، کره جنوبی، 1980. در بحبوحه سرکوب خونین شورش دموکراتیک، پسربچه‌ای به دنبال جسد دوستش، روحی به دنبال بدن رها شده‌اش و کشوری ستم‌دیده به دنبال آزادی بیان است. «وجدان. وجدان، وحشتناک‌ترین چیز در دنیاست. روزی که من شانه به شانه صدها و هزاران غیرنظامی‌ام به لوله اسلحه سربازها خیره شدیم، روزی که بدن‌های دو نفری را که اول از ...
کتاب سپید
کتاب سپید سوگ مرگ خواهر تازه متولد شده با گذشت سال‌ها هنوز راوی را آزار می‌دهد. سفر نوزاد به این دنیا بیش از دو ساعت کوتاه به طول نینجامیده ولی راوی این زندگی را با نگاهی متفاوت شرح می‌دهد. او کلمات را مرهمی سپید بر این داغ کهنه می‌یابد. با لیستی از مفاهیم و اجسام سفیدی که در نهایت به نحوی به ...
مشاهده تمام رمان های هان کانگ
مجموعه‌ها