مجموعه داستان ایرانی

وقت نیایش ماهی‌ها

پادشاهی بود در ایالت‌های هندوستان، با لشکر فراوان و مملکت وسیع. و مهابت عظیم از او در نفوس رعیت قرار گرفته بود و پیوسته بر دشمنان ظفر می‌یافت؛ و با این حال حرص عظیم داشت در شهوت‌های دنیا و از متابعت هواهای نفسانی لحظه‌ای فرو نمی‌گذاشت. و او در ابتدای جوانی به سلطنت رسیده بود و صاحب رای اصیل و زبان بلیغ بود، لاجرم همگی منقاد او بودند...

9786004365444
۱۳۹۷
۳۴۴ صفحه
۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مصطفی جمشیدی
سراب و سمرقند
سراب و سمرقند مثل خواب‌گردها به ماهان خیره شدم قطعاتی از ماه ماهان نالید ((بله فکر می‌کنی رنج این همه راه را به جان خریده بودم که خرمهره بخرم وسط جهنم دره‌ی خدا))...
شب رنج موسی
شب رنج موسی سلیم گفت: شب‌های طرابلس همین‌جوری وحشت دارد تو را خدا تو یکی ما را نترسان. تا آخر شیفت من می‌لرزم توی اتاق پانسمان. تا زود است برود بالاها. در یک اقلیم دیگر... من خودم بارها خواب دیده‌ام تاجری هستم در محله چهل دزد بغداد. می‌دانی که پدربزرگم بارها به عراق رفته بود. توتون تجارت می‌کرد. بدبخت نمی‌دانست یک روزی نوه‌اش می‌شود عمله ظلم...
وقایع نگاری 1 زندیق
وقایع نگاری 1 زندیق جناب سروان! در و دهاتی‌ها رو چه به رادیو؟ از این ده و قصبه‌ها که رنگ شهر و جماعت را به خودشان ندیده‌اند، هزارها هست تو این مملکت. نه پول دارند میان خودشان، نه به عمرشان ماشینی چیزی دیده‌اند. نان و قاتق خودشان را می‌خورند. من از این باریک‌گذار چیزی نشنیده بودنم. اما می‌فهمم که از این در و دهات ...
معبر به آخرالزمان
معبر به آخرالزمان
مشاهده تمام رمان های مصطفی جمشیدی
مجموعه‌ها