رمان خارجی - خاور میانه

پنهان

(pinhan)

اگر فقط به دیده‌هایت اکتفا کنی، تنها کرم را می‌بینی. کرم زشت است، نمی‌تواند توجه تو را به خود جلب کند. اگر بخواهی فراتر از ظاهر را ببینی، اگر پرده را کنار بزنی و با چشم دل نگاه بکنی، می‌توانی پروانه را مقابل خود ببینی. پروانه زیباست، توجه‌ات را جلب می‌کند. اگر با چشم دل ببینی عاشق پروانه نه، بلکه عاشق کرم می‌شوی...

صابر حسینی
نیماژ
9786003674769
۳۰۴ صفحه
۲۹۴ مشاهده
۰ نقل قول
الیف شافاک
صفحه نویسنده الیف شافاک
۳۶ رمان الیف شفق یک نویسنده ترک‌تبار است. وی رمان‌هایی به انگلیسی و ترکی و فرانسوی منتشر کرده است. شفق دو رمان به انگلیسی نوشته است که بخاطر اشاره به نسل‌کشی ارمنیان در رمان دومش به نام حرام‌زاده استانبول (The Bastard of Istanbul) از سوی دادگاه‌های ترکیه به جرم "اهانت به ترک بودن" متهم شد. پرونده او در ژوئن ۲۰۰۶ بسته شد ولی در ژوئیه همان سال دوباره گشوده شد و وی با احتمال سه سال زندان روبرو شد. مترجم و ناشر او ...
دیگر رمان‌های الیف شافاک
شیر تلخ
شیر تلخ هیچ‌کدام چاره‌ساز نبود. درمان‌ها چاره‌ساز نبودند. زیرا من برای تغییر و خوب شدن آماده نبودم. چاهی پر از احساسات برای خودم کنده بودم وقتی به عمیق بودن بیش از حد آن پی بردم، از کندن صرف نظر کردم و خودم را در آن چاه انداختم. تمام هفته‌ها و ماه‌های من درون آن چاه گذشت. هرقدر که دلم به حال خودم ...
اسکندر
اسکندر پیش از جستجوی عشق، بیندیش: من چطور عاشقی می‌توانم باشم؟ عشق انسان، انعکاس شخصیت اوست. اگر تو پرخاشگر باشی و نیز عصبانی، عشق را هم همچون جنگ تجربه می‌کنی. آدم ساده‌‌دل، عشقش هم پاک و ساده است. در این دنیا انسان بیش از همه کسانی را که دوستشان دارد آزار می‌دهد عمیق‌ترین زخم‌ها در خانواده باز می‌شود زخم هم که بهبود ...
ملت عشق (پالتویی)
ملت عشق (پالتویی) خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفش‌های آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...
بهترین زمان مردن
بهترین زمان مردن چه کسی غریبه واقعی است؟ کسی که در یک کشور زندگی می‌کند و می‌داند که متعلق به کشوری دیگر است یا کسی که در کشورش مانند غریبه‌ها زندگی کرده و نمی‌داند که دقیقا به کجا تعلق دارد؟ "بهترین زمان مردن" پنجمین اثر الیف شافاک، رمان‌نویس معروف زن ترکیه است، این اثر که با یک حکایت از "مثنوی معنوی" آغاز می‌شود ...
دختری که اسمش را دوست نداشت
دختری که اسمش را دوست نداشت در یک شهر بزرگ، توی کوچه‌ای دلباز، در طبقه سوم آپارتمانی آبی رنگ، دختربچه‌ای زندگی می‌کرد. موهایش تابستان زرد رنگ می‌شد و پاییزها به قهوه‌ای مایل به سرخی درمی‌آمد. عاشق کتاب خواندن، موزیک گوش کردن، فیلم دیدن، نقاشی، توپ بازی، طناب بازی، پختن کیک شکلاتی، فرنی و شربت آبلیمو بود اما یک چیز مهم بود که هیچ دوست نداشت: اسمش!
مشاهده تمام رمان های الیف شافاک
مجموعه‌ها