رمان خارجی - اسپانیا

زندگی

(Selected quotations)

تنها راه برای یافتن تصمیم درست آن است که بفهمیم تصمیم غلط کدام است، راه دیگر را هم بدون ترس بیازماییم، و آن‌وقت تصمیم بگیریم. اگر برداشت محصول را به تعویق بیاندازیم، میوه فاسد می‌شود، اما اگر مشکلات‌مان را به تعویق بیاندازیم، رشد می‌کنند.

زهره زاهدی
9789648630794
۱۳۹۴
۱۲۰ صفحه
۱۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
ساحره پورتوبلو
ساحره پورتوبلو زندگی او در جدالی میان رویاهایش و واقعیت بود. سرنوشتش را تحقق بخشید، اما دنیا هنوز آماده پذیرفتن او نبود. عذرا؟ قدیسه؟ شهید؟ دیوانه؟ آتنا کیست؟ آتنا شخصیت اصلی داستان ساحره پورتوبلو است. یتیمی که مادر کولی‌اش او را در ترانسیلوانی سر راه گذاشت. کودکی که زن و شوهر لبنانی به فرزندی پذیرفتند و به بیروت بردند. کارمند بانک بزرگی در ...
دست‌نوشته‌های آکرا
دست‌نوشته‌های آکرا دلم می‌خواست این‌طور شروع کنم: اکنون که در پایان زندگی‌ام هستم، برای کسانی که پس از من به این جهان می‌آیند، هر آنچه را در زمان این جهان آموخته‌ام به یادگار می‌گذارم. باشد که استفاده خوب از آن بکنند.
جاسوس
جاسوس وقتی ماتاهاری به پاریس رسید، کاملا درمانده و بی‌پول بود اما دیری نگذشت که به شهرت رسید. رقص اغواگرانه او هر بیننده‌ای را مسحور می‌کرد و دیری نپایید که مورد توجه بانفوذترین و ثروتمندترین مردان شهر قرار گرفت. در همین اثنا اروپا وارد جنگ شد و ماتاهاری، رقاصه‌ای که حالا دیگر معروف بود، سوار بر موج حوادث، با مردان سیاسی ...
جاسوس
جاسوس تنها گناهش این‌که زنی مستقل بود.
ماتاهاری
ماتاهاری کمی قبل از ساعت پنج صبح، گروهی هجده نفره که اکثرا آن‌ها افسران ارتش فرانسه بودند، از پله‌های ساختمان سنت لازار، زندان زنان پاریس بالا رفتند. زندانبان با در دست داشتن شمعی برای روشن کردن مشعل‌ها، بقیه را هدایت می‌کرد. گروه رو‌بروی سلول شماره 12 ایستادند. مسئولیت مراقبت از زندان را راهبه‌ها به عهده داشتند...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها