رمان خارجی - فرانسه

زندگی با موتسارت

(Ma vie avec mozart)

یک روز موتسارت برایم آهنگی فرستاد. آن آهنگ زندگی‌ام را عوض کرد. از آن زمان، گاه گاه برایش می‌نویسم. هر وقت بخواهد جوابم را می‌دهد و همیشه شگفت‌آور و وجدآور است. حالا دیگر فریادش نمی‌زنم بلکه به آرامی می‌گویم: موتسارت دوستت دارم. وقتی می گویم موتسارت فقط نامت را نمی‌گویم. منظورم آسمان، ابرها، لبخند یک کودک، چشم‌های گربه‌ها و صورت عزیزانم است. نامت نشانی شده از همه چیزهایی که لایق دوست داشتن‌اند و تحسین شدن و به دیده اعجاب نگریستن. چیزهایی که قلب را سرشار می‌کنند و به درد می‌آورند، همه زیبایی‌های جهان.

بهناز پیری
افراز
9786003263710
۱۰۴ صفحه
۱۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۲ رمان اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است. چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است. نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
شب والونیه
شب والونیه ... می گویند زمانی که یک نوزاد به دنیا می‌آید، هفته های اول تا حدودی نابیناست، رنگ‌ها و شکل‌ها را نمی‌تواند تشخیص دهد، همه چیز به غیر از صدای مادر و دست‌های پدر برایش مبهم است، حتی گهواره هم او را گیج می‌کند تا وقتی که چشمانش شروع به دیدن می‌کنند. این اتفاق یک بار دیگر هم می‌افتد، وقتی که ...
فرزند نوح
فرزند نوح «ژوزف کوچولو، می‌دانی اولین کلکسیونر تاریخ کی بوده؟» «نه!» «نمی‌شناسمش.» «زمان‌های دور، باران‌های بی‌وقفه‌ای می‌بارید که سقف‌ها را ویران می‌کرد، دیوارها را آوار می‌کرد، پل‌ها را خراب می‌کرد، راه‌ها را می‌بست و باعث طغیان رودها و دریاها می‌شد. سیل شهرها و روستاها را ویران می‌کرد. بازمانده‌ها ابتدا به بالای کوه پناه بردند، اما سیل حتی باعث ریزش کوه‌ها هم شد. ...
موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن بر اساس رمانی به همین نام
موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن بر اساس رمانی به همین نام موسیو ابراهیم: قله اون کوهو ببین! چه برفی! مومو: هزاران کیلومتر از سر تا سر جنوب اروپا گذشتیم. همیشه هم پنجره ماشین پایین بود. موسیو ابراهیم: قوقولی قوقو! مومو: وقتی آدم با موسیو به مسافرت می‌ره... موسیو ابراهیم: چه جنگلی! مومو: دنیا براش زیباتر میشه و کشف این مسئله برای من بی‌نهایت جالب بود. موسیو ابراهیم: چه خری! مومو: من پشت فرمون بودم و تمام توجهم ...
عشق نامریی
عشق نامریی چه لذتی دارد وقتی نویسنده‌ای با استادی و به زیبایی به هدف می‌زند. اریک امانوئل اشمیت در «عشق نامرئی» استعداد شگرفش را در شکستن هنجارهای اجتماعی و تغییر دادن بعضی از آن‌ها بار دیگر به اثبات می‌رساند. هر کدام از داستان‌های این مجموعه به ظاهر از چیز دیگری می‌گویند ولی مخاطب با خواندن آن‌ها آنچه در زیر پنهان است را ...
1 مرد خیلی سازگار
1 مرد خیلی سازگار از آنجایی که هیچ علاقه‌ای به تئاتر ندارم حتی 1 ذره، خودم هم متعجب‌ام. روی یک صندلی کوچک گیر بیفتیم، بدون اینکه بتوانیم نه چیزی بنوشیم نه چیزی بخوریم. رو به روی صحنه‌ای که جز بازیگران اجق‌وجقی که متن‌هایی را یکی پس از دیگری بلغور می‌کنند هیچ چیز جالبی برای دیدن ندارد، ناگزیر از سکوت، شانه به شانه، دست به ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها