رمان ایرانی

مه‌جبین

مه‌جبین سرش را بالا گرفت و از آن فاصله کم به صورت شاهپور نگاه کرد. از کجا فهمیدی منم مثل تو بهارنارنج دوست دارم؟ شاهپور صورتش را با لبخند پایین آورد. لب‌هایش را کمی بالاتر از پیشلنی او و روی ریشه موهای مه‌جبین گذاشت. او پلک زد. و شاهپور با حالتی خوش از یادآوری خاطرات دور، زمزمه کرد: وقتی جلوی خونه خاتون، چشمم به چشمت افتاد و دعوتم کردی تو. وقتی درو بازگذاشتی و با یه دنیا شرم و خجالت خواستم از کنارت رد شم عطرت پیچید تو سرم. همونجا دلم یه بار دیگه لرزید. وقتی با سینی چای دارچین و لیمو از آشپزخونه بیرون اومدی و قندون نقل بهارنارنج رو گرفتی جلوم و لبخند زدی هوش از سرم پرید...

یوپا
9786226329859
۸۴۸ صفحه
۱۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های فرشته تات شهدوست
ببار بارون
ببار بارون جدالی میان بد و خوب... نیکی و شر... و عشقی که این چالش را عمیق‌تر می‌کند. شاید باران ببارد و آرامش ببخشد. قصه‌ای متفاوت با آنچه تا به حال خوانده‌اید.
تباهکار 3 (3 جلدی)
تباهکار 3 (3 جلدی) من را دیو سنگدلی می‌خوانند که هنوز انسانیت در او زنده است و نفس می‌کشد به رسم جوانمردی، اما چشمانی که هرز بچرخد روی آهویم را از هم می‌درم. به چشمانش قسم که هرکس کمانش را به سوی او هدف گیرد، تنش را باج می‌گیرم! دیگر هیچ‌یک از آنان مقابلم ادعایی نخواهند داشت! چرا که به اسم گرگ میانشان آمده‌ام! ...
گناهکار 1 (2 جلدی)
گناهکار 1 (2 جلدی) غرور، تعصب و گناه داستانی می‌سازند که فضای سیاه و سفیدش دربرگیرنده لحظاتی تکان‌دهنده است که هم تن را به لرزه می‌اندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود می‌کشاند.
تباهکار 2 (3 جلدی)
تباهکار 2 (3 جلدی) من را دیو سنگدلی می‌خوانند که هنوز انسانیت در او زنده است و نفس می‌کشد به رسم جوانمردی، اما چشمانی که هرز بچرخد روی آهویم را از هم می‌درم. به چشمانش قسم که هرکس کمانش را به سوی او هدف گیرد، تنش را باج می‌گیرم! دیگر هیچ‌یک از آنان مقابلم ادعایی نخواهند داشت! چرا که به اسم گرگ میانشان آمده‌ام! ...
مشاهده تمام رمان های فرشته تات شهدوست
مجموعه‌ها