- کجا می‌رم؟
- قراره تو یه مزرعه کار کنی. قراره شیر بدوشی یا چیزی مثل اون. حتماً دوستش خواهی داشت.
مدی سعی کرد چنین کاری را تصور کند اما نتوانست. او چیز کمی از پشت دیوارهای بلند یتیم‌خانه‌ی دختران می‌فیلد دیده بود، به جز پیاده‌روی از میان روستا با دیگر دختران چهارده ساله، به صورت صف به سمت مدرسه یا کلیسا. سفرهای گهگاهی با اتوبوس به نزدیک‌ترین شهر، ولاندون، اما حتی آن موقع هم، آزادی چرخیدن و نگاه کردن به ویترین مغازه‌ها را نداشت.
۲ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Elham
‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۴۵
كتابخانه گوگولي
‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۵