به ایوان که برگشت کوچه پر از صدای یورتمه شد و ماهرخ و من در زمستانی که بوی چرم درشکه می‌داد درختی را تا کنار درشکه بدرقه کردیم که دیگر درخت نبود، که حتی خجالت می‌کشید سرش را به طرف جنگل برگرداند.
۴ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
mhpakdel
‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۴
mhpakdel
‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۴
Ali
‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۵
atena1987
‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۴۰