کافه پیانو
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
کمر را مرگان راست کرد. بخواهی نخواهی خبری بود. خبری گرچه وهم آلود-از سلوچ. نیرویی با خود داشت. جنبشی در رگ ها. خون سر بر دیواره ی رگها میکوبد. دل نمیتواند که نتپد. نظم کهنه ی نفس بر هم میخورد. موج موج آشفتگی از دل برمیخیزد. ذره ذره ی یاد بیدار میشود. جان تازه. بهار است.
کمر را مرگان راست کرد. بخواهی نخواهی خبری بود. خبری گرچه وهم آلود-از سلوچ. نیرویی با خود داشت. جنبشی در رگ ها. خون سر بر دیواره ی رگها میکوبد. دل نمیتواند که نتپد. نظم کهنه ی نفس بر هم میخورد. موج موج آشفتگی از دل برمیخیزد. ذره ذره ی یاد بیدار میشود. جان تازه. بهار است.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.