تو تویی 2
هر چی که لازم بود، در مقدمه جلد اول گفتم و حالا حرف آخر: باشد تا روزی بیش از اینها بدانیم، و بیش از اینها بنویسیم، و چیزیهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن و نوشتن آنها، این احساس در ما بیدار شود که انسانتر شدهایم.
بانوی بهشتی
خوانندهی جوان و عزیزم، تو باید بدانی که من از سالهای جنگ و اشغال کشورمان نفرتی عمیق دارم؛ زمانهای که به جای کتاب و قلم، تپانچه و نارنجک در دستهامان میچپاند و بهجای اینکه به ما راه زیستن را بیاموزد، امر به مردن میکرد...
جفت 6 (12 داستان از 12 نویسنده برنده جایزه نوبل) مجموعه داستان
هزاران ماجرا ارزش یک ماجرای حقیقی و فراموش نشدنی را نداشت. برای همین هم هست که همه آنها روی هم به ماجرایی نمیارزید که در این آخرین هزاره اتفاق افتاد، وسط سرزمینی خشک، مردی دید، مسلح به نیزه با نشان خانوادگی اشرافی سوار بر اسبی لاغر مردنی که به سپاهی از آسیابهای بادی میتاخت. سوار به هوا پرتاب شد و ...
زن و شوهر واقعی (گزیده داستانهای کوتاه آفریقا)
پدرش که از همان موقع با او حرف نمیزد. مادرش مخفیانه به دیدن او میآمد و بچه ها را برای غسل تعمید به کلیسا میبرد. کلیسا برای بچههایی که پدر و مادرشان در حضور کشیش غقد نشده بودند. هزینهی غسل تعمید را چهار برابر می گرفت. غیر از این جریمه مشکلی نداشتند. البته کشیش گاهی موقع موعظه، زنا، چند همسری ...