رمان خارجی

پیامبرِ خلیل‌جبران در چهرة «المصطفی» ظاهر می‌شود. وی بر بالای کوه، با مردم ارفالس با سخنان نافذ و شاعرانه دربارة همة مسائل حادِ جامعه مانند کار، داد و ستد، آزادی، قانون، شادی و اندوه، خوبی و بدی و دیانت حرف می‌زند. همة این سخنان بر این پایه استوارند که سرشت انسان ذاتاً خوب است و دشواری‌های زندگی او از این جا ناشی می‌شود که او هنوز تعارض‌های اساسی زندگی را به جا نیاورده و ماهیت کار و نظام زندگی همچنان که باید او را دگرگون نکرده است.

گل آفتاب
9789641136804
۱۳۸۶
۲۲۰ صفحه
۱۴۶۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جبران خلیل جبران
صفحه نویسنده جبران خلیل جبران
۳۷ رمان او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت. مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از ...
دیگر رمان‌های جبران خلیل جبران
مسیح فرزند انسان
مسیح فرزند انسان این کتاب از هفتاد و هفت بخش تشکیل شده که هریک از آنها، دربرگیرندة مطالبی است که از زبان دوستان، دشمنان و کسانی که عیسی(ع) را دیده یا می‌شناسند، بیان شده است. جبران در اینجا بی هیچ تعصبی به عیسی(ع) و یارانش، یا نفرتی از دشمنانش، خاطرات هریک را با واژه و اصطلاحاتی زیبا و درخشنده بیان کرده است.
عروسان مرغ‌زار در باغ پیامبر
عروسان مرغ‌زار در باغ پیامبر
مجموعه آثار جبران خلیل جبران 2 (2جلدی)
مجموعه آثار جبران خلیل جبران 2 (2جلدی) این مجموعه بسیار غنی از انواع داستان‌ها، در قالب نثر یا نظم، حکایات و روایات و یا حتی رساله‌هایی اتوبیوگرافی، شامل مهم‌ترین آثار ادبی خلیل جبران می‌باشد و با نهایت دقت انتخاب شده است.
نامه‌های عاشقانه
نامه‌های عاشقانه من طی ماه‌های ساکتی که بدون دریافت نامه‌ای یا جوابی از شما سپری شده است به موضوع‌های بسیاری فکر کرده‌ام، اما هرگز به ذهنم خطور نکرده که شما «شرور» هستید. اما حالا می‌بینم که شما به شرارت در روحتان اذعان کرده‌اید. این حرف درستی است و شایسته است که من هم حرف شما را باور کنم، زیرا به هر آنچه ...
بال‌های شکسته
بال‌های شکسته " هجده ساله بودم که برای اولین بار، عشق چشمانم را با پرتوهای جادویی‌اش گشود و روحم را با انگشتان سوزانش لمس کرد، و سلما کرمی نخستین زنی بود که با زیبایی‌اش روحم را بیدار کرد و مرا به باغ عاطفه‌ی والا برد، آن‌جا که روزها چونان رویا می‌گذرند و شب‌هایش چونان جشن عروسی است. " جبران خلیل جبران رازهای تکان ...
مشاهده تمام رمان های جبران خلیل جبران
مجموعه‌ها