رمان خارجی

محکوم به نیستی

(Life penalty)

گاهی به جای دیگران بودن دشوارترین کار دنیاست، اما... گاهی خود را به جای دیگران گذاشتن لازم است... هر چند دلهره‌آور باشد. باید به جای یک مادر بود تا احساس او را دریافت: ((مامان... میشه وقت مرگ با هم بمیریم؟ میشه دستهای همدیگه‌رو بگیریم؟ قول میدی؟... )) و امروز باید این کلمات را شنید تا هشداری برای تمام خانواده‌ها باشد.

شادان
9789647259316
۱۳۸۳
۳۴۴ صفحه
۹۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های جوی فیلدینگ
بوسه خداحافظی با مادر
بوسه خداحافظی با مادر به راستی توانایی ((جوی فیلدینگ)) در ایجاد جاذبه و سوال برانگیز کردن ماجرا بی‌نظیر است... او خواننده را در داستان غرق می‌کند تا با تمامی احساس خود، کتاب را دنبال کند. نوشته‌های او را باید تمامی زنان بخوانند و بی‌تردید اثر بپذیرند. آن روز پدر به بچه‌ها گفت: ((از مادر خداحافظی کنید... )) و وقتی شب به پایان رسید... مادر ...
تکه‌های گمشده
تکه‌های گمشده
خاطره
خاطره بعد از شانزده ازدواج، ماتی‌هارت متوجه می‌شود که شوهرش ـ وکیل معروف شیکاگو ـ یکبار دیگر به او خیانت می‌کند. اما بعد از اینکه جیک خانه را ترک می‌کند. بحران بزرگتری خانواده هارت را در برمی‌گیرد: ماتی اخبار هولناکی می‌شنود که زندگی همه‌ی آن‌ها را تغییر خواهد داد. جیک با احساس گناه به سوی زنی که هرگز واقعا دوستش نداشت ...
بیگانه‌ای با من است
بیگانه‌ای با من است
نجواها و دروغ‌ها
نجواها و دروغ‌ها برای یک لحظه، فکر کردم پرده تکان خورد. زدم روی ترمز، سرم فقط چند سانتیمتر با شیشه جلو فاصله داشت. ولی با نگاهی دقیق‌تر، معلوم شد اشتباه کرده بودم و فقط سایه درخت‌های نزدیک خانه بود که در مقابل پنجره اتاق خواب می‌رقصد، و تصویری از حرکت را از داخل خانه به نظر می‌رساند.
مشاهده تمام رمان های جوی فیلدینگ
مجموعه‌ها