مجموعهای از سیزده معمای حل نشده به دست کاراگاهان جنایی پلیس که خانم مارپل با هوش و ذکاوتی سرشار این معماها را حل میکند. کلوپ سهشنبه شبها، محراب آستارته، شمشهای طلا، پیادهرو خونین، ندیمه، گیاه مرگ و... از این مجموعه هستند.
۱۱۳ رمان
بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
تصویر تلخ 1 نقاش
تصویر تلخ 1 نقاش داستانی است که به شیوه غیرمعمول ولی بسیار جالب به پیش میرود و خواننده را در بر میگیرد. پوارو نخست به دیدن پنج نفری میرود که روز حادثه در صحنه حضور داشتهاند، وی از هر یک از آنها جداگانه با روش خود حرف بیرون میکشد و سعی میکند داستان را از زبان خودشان بشنود تا بلکه ...
وحشت در خانه آخر
اتفاق 1:
قاب عکس سنگینی که بالای سر تخت دوشیزه باکلی است میافتد.
اتفاق 2:
تخته سنگی که در سر راه صخرهای وی بود از بالای سرش سقوط میکند.
اتفاق 3:
ترمز اتومبیل وی در سراشیبی تپه عمل نمیکند.
اتفاق 4:
گلولهای به فاصله یک اینچ از کنار سر وی عبور میکند.
اما قاتل بالقوه، مرتکب اشتباه بزرگی میشود، چون که او زمانی به قربانی خود شلیک ...
لرد اجور میمیرد
خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازهترین نویسنده داستانهای پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستانهای او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذلهگوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
شاهدی برای دادگاه
اولین بار از زبان ویلیام رایان خبرنگار آمریکایی بود که ماجرا را شنیدم قبل از برگشتنش به نیویورک داشتم در لندن شام را با او میخوردم که اتفاقی گفتم فردا صبح میخواهم به فولبریج بروم.
نخستین پروندههای پوآرو
کاملا اتفاقی بود که دوستم هرکول پوآرو، رئیس پلیس سابق بلژیک، با پروند استایلز پیوند بخورد. موفقیت او در این پرونده او را به آدم سرشناسی تبدیل کرد و تصمیم گرفت تا وقتش را به مسائل جنایی اختصاص دهد. من هم که بر روی رودخانه سام مجروح و از خدمت در ارتش معاف شده بودم، سرانجام آپارتمانی را مشترکا با ...