پوزیدون پشت میز کارش نشسته بود و حساب کتاب میکرد. اداره کل آبهای جهان کاری بود که تمامی نداشت. میتوانست از نیروی کمکی استفاده کند اما چون سمتش را خیلی جدی میگرفت، دوباره مینشست و همه چیز را از اول تا آخر حساب میکرد.
۴۲ رمان
آثار کافکا ـ که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند ـ در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار میآیند.
مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستند. به فضاهای داستانی که موقعیتهای پیش پا افتاده را به شکلی نامعقول و فراواقعگرایانه توصیف میکنند ـ فضاهایی که در داستانهای کافکا زیاد پیش میآیند ـ کافکایی میگویند.
کافکا در یک خانوادهٔ آلمانیزبان ...
در اردوگاه محکومین (داستانهای کوتاه به همراه نقد و تفسیر) مجموعه داستان
نویسندگان کمی هستند که برای نخستین بار سبک و فکر و موضوع تازهای را مطرح میکنند، به خصوص معنی جدیدی برای زندگی میآورند که پیش از آنها وجود نداشته است. کافکا یکی از هنرمندترین نویسندگان این دسته به شمار میآید. خوانندهای که با دنیای کافکا سرو کار پیدا میکند، در حالی که خیره شده، به سویش کشیده میشود همین که ...
محاکمه (با نقد و تفسیر محاکمه قصر گمشده)
«حتما کسی به ژوزف کا. تهمتزده بود، زیرا بیآن که خطایی از او سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» رمان «محاکمه» با جمله فوق آغاز میشود. متهم، ژوزفکا.، در حین جستجوی قاضی پرونده خود، به این موضوع پی میبرد که همه جا «دادگاه» است و راه گریزی نیز وجود ندارد.
محاکمه
یوزف ک، کارمند فروتن بانک، یک روز بامداد پی میبرد که بدون ارتکاب گناهی مشخص، متهم شده است. به گمانش، اثبات بیگناهیش ساده است، ولی بزودی خود را در دندهها و چرخهای ماشین تو در توی محاکمهای گرفتار مییابد که راهبرندهاش عدالتی رنجناک است و نمایندگانش کارمندانی دونپایه و مستقر در دفترهایی پلیدند. یوزف ک. که از این دیوستان و ...
قصر
قصر در فریدلند، راههای بسیار برای دیدن آن: از دشت، از روی یک پل، از داخل پارک، از میان درختهای بیبرگ و بار، از درون جنگل و از لابهلای صنوبرهای بلند. قصر به گونهای نامنتظر روی هم بنا شده، طوری که وقتی وارد محوطه حیاط میشوی، تا مدتی تصویر یکدست پدید نمیآورد. زیرا پیچکهای تیره، دیوار خاکستری ـ سیاه، برق ...
کاوشهای 1 سگ
کافکا، کاوشهای یک سگ را در سال 1922 به رشته تحریر در آورد. اما این داستان بلند پس از مرگ او منتشر شد.
عنوان این داستان از مارکس برود دوست کافکا میباشد. قهرمان این داستان، سگی سخنگو است که مفهوم زندگی سگها را مورد تحقیق و پژوهش قرار میدهد. این سگ از دیدگاه من داستان جریانات و قضایا را نقل میکند.