مجموعه داستان خارجی

سالم زیبا و لطیف

اگر یکی بیاید موهای دستش را بتراشد، یقین دارم می‌تواند چند قلم‌مو بسازد. شاید برحسب اتفاق قلم‌مو بیفتد دست نقاش هنرمندی از سردرد، طرحی تاریخی بیندازد روی بوم. عکس آدم گم‌نامی یا هر چیز دیگری که ممکن است مقدس باشد.

9789648727807
۱۳۸۹
۷۲ صفحه
۸۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
مرد شماره 1 (مجموعه داستان‌های پلیسی)
مرد شماره 1 (مجموعه داستان‌های پلیسی) داستان‌های این مجموعه که توسط هیچکاک و نویسندگان مورد حمایت او نوشته شده‌اند خواننده را با دنیایی سیاه و دلهره‌آور که گاه با طنزی سیاه و مهلک عجین می‌باشند، آشنا می‌کند و در بیشتر کشورهای جهان بارها منتشر شده‌اند.
عبور از مرز (مجموعه داستان‌های کوتاه از نویسندگان مطرح و معاصر)
عبور از مرز (مجموعه داستان‌های کوتاه از نویسندگان مطرح و معاصر) داستان‌های این مجموعه، نمونه شاخصی از نثر نویسندگان معروف و معاصر همچون جویس کرول اوتس، توبیاس وولف، کورت ونه‌گات، ولادیمیر ناباکوف و تنها داستان کوتاه شاعر مشهور انگلیسی، سیلویا پلات است که هر یک در نوع خود بی‌نظیرند. اما در این میان داستان‌های جویس کرول اوتس که یکی از پرکارترین و مطرح‌ترین نویسندگان معاصر آمریکاست، بیشتر خودنمایی می‌کنند. وی در ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
1 چهارشنبه بی‌تفاوت (17 داستان کوتاه) مجموعه داستان
1 چهارشنبه بی‌تفاوت (17 داستان کوتاه) مجموعه داستان این مجموعه شامل 17 داستان کوتاه از نویسندگانی چون وولفگانگ بورشرت، ایلزه ایشینگر، زیگفرید لنتس، هاینریش بل و برتولت برشت است که گردآورنده آن‌ها را به پنج دسته تقسیم کرده. همچنین مقالاتی هم درباره تئوری داستان کوتاه آمده است. در پایان هم منابع داستان‌ها و مقالات ذکر شده است. این کتاب از مجموعه کتاب‌هایی است که در کارگاه‌های داستان‌نویسی آلمان ...
سرگذشت دختران
سرگذشت دختران خیلی وقت پیش ـ البته نه اون‌قدرا، همین چند سال پیش، قبل از این‌که چرخ‌‌دنده‌ها و اهرما و قرقره‌ها آینده رو از دل زمین بکشن بیرون و بیارن جلو چشم من ـ زیاد مهمونی می‌رفتم. تو یکی از این مهمونیا زن و شوهری بودن به اسم کریستا و ری. اونا با آدمایی که من کم و بیش باهاشون آشنا بودم، یا ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها