اگر یکی بیاید موهای دستش را بتراشد، یقین دارم میتواند چند قلممو بسازد. شاید برحسب اتفاق قلممو بیفتد دست نقاش هنرمندی از سردرد، طرحی تاریخی بیندازد روی بوم. عکس آدم گمنامی یا هر چیز دیگری که ممکن است مقدس باشد.
پرواز به نیروانا و چند داستان دیگر
در نقطهای دور از من و بالای سرم، خطی طولانی از هواپیماهایی را دیدم که در ستون تیره واحدی پیش میرفتند؛ همه با سرعت یکسان، همه در یک مسیر، همه نزدیک به هم در پی هم میرفتند و آن ستون، از این سر آسمان، تا جایی که چشم کار میکرد، امتداد داشت. آن راه مختوم آنها برای پیشروی بود. گویی ...
داستانهای لسآنجلس (آثار نویسندگان بزرگ درباره این شهر) مجموعه داستان
داستانهای لسآنجلس بر خلاف اکثریت قریب به اتفاق فیلمهای آمریکایی که بر قهرمانان صاحب فضیلت، بشردوست و ضد شر تاکید میورزند، به لایههای تاریک زندگی در آمریکا نقب میزنند و واقعیتهای تکان دهندهای از آن به دست میدهند. بدیهی است قدرت تاثیرگذاری و تامل برانگیزی داستانها متفاوتند.
به عبارت دیگر صناعت ادبی، خلاقیت بیانی و ژرفای اندیشگی بعضی داستانها بر ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
بهترین داستانهای جهان 3 (قرنهای نوزدهم و بیستم) دوران طلایی بخش دوم
شما در این مجموعه با چهار دوره داستاننویسی در قرنهای نوزده و بیستم میلادی آشنا خواهید شد: دوره سنتگرایان که از اوایل قرن نوزدهم آغاز میشود؛ دوران طلایی که دربرگیرنده میانه و انتهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است؛ و سنتگرایان که دو دوره مدرنیسم و پست مدرنیسم را در قرن بیستم به خود اختصاص دادهاند. آشنایی با 103 ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...