مجموعه داستان خارجی

سالم زیبا و لطیف

اگر یکی بیاید موهای دستش را بتراشد، یقین دارم می‌تواند چند قلم‌مو بسازد. شاید برحسب اتفاق قلم‌مو بیفتد دست نقاش هنرمندی از سردرد، طرحی تاریخی بیندازد روی بوم. عکس آدم گم‌نامی یا هر چیز دیگری که ممکن است مقدس باشد.

9789648727807
۱۳۸۹
۷۲ صفحه
۸۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
منظره زمستانی
منظره زمستانی از هفته‌ها قبل مقدمات و تهیه و تدارک جشن آغاز شد. قرار بود تمام دهکده در آن ضیافت شرکت کنند. قرار بود بزی سر ببرند و کباب کنند. زن‌ها سخت مشغول درست کردن شیرینی‌جات و غذا‌هی خوش‌مزه بودند، بی‌آنکه از خرج و مخارج ابایی داشته‌باشند.
کلاف سردرگم (گزیده‌ای از داستان‌های امروز)
کلاف سردرگم (گزیده‌ای از داستان‌های امروز) ناگهان چون پلنگی خشمناک راه افتاد. اتفاقا این آقای معلم لهجه غلیظ شیرازی داشت و اصرار داشت که خیلی خیلی عامیانه صحبت کند. همین‌طور که پیش می‌آمد با لهجه خاصش گفت: ‹‹به‌به نره‌خر. مثل قوال‌ها صورتک زدی؟ مگه اینجا دسته هفت صندوقی آوردن؟››
مسافر خوشبختی (106 داستان کوتاه از آثار بزرگترین نویسندگان جهان به همراه جملاتی از مشاهیر)
مسافر خوشبختی (106 داستان کوتاه از آثار بزرگترین نویسندگان جهان به همراه جملاتی از مشاهیر) کتاب 100 گلچینی از داستان‌های کوتاه نویسندگان مطرح دنیاست که تجربیات، احساسات و مقاطع حساس و سازنده زندگی انسان‌ها را روایت می‌کند، انسان‌هایی که دارای ملیت، مذهب و فرهنگ‌هایی متفاوت‌اند. اما زبان ساده و صمیمی کتاب، گویی زبان مشترک همه انسان‌هاست که از دل برخاسته و بر دل می‌نشیند. می‌توان در انتهای هر داستان، اشک و لبخند را در یکجا ...
این چند کتاب دوست‌داشتنی برای توست (7 جلدی) با قاب
این چند کتاب دوست‌داشتنی برای توست (7 جلدی) با قاب «زندگی به اندازه کافی روانتو می‌گردونه، که نیازی به گردوندن روانت نداشته باشی. به من گوش کن. من مرکز همه چیزم. این جمله اولین پیامد این اسمه. یه توصیه هم واسه تو دارم. خوندن متن‌ها از اون‌جا که کلماتو به صدا درمیاره، نثل انداختن تاسه... ما نمی‌دونیم چه نتیجه‌ای روی زمین می‌نشونه.»
انتقام چمن (پسامدرنیست‌ها) مجموعه داستان
انتقام چمن (پسامدرنیست‌ها) مجموعه داستان یک عکس بزرگ از مریلین مونرو به دیوار زده بودند. اولین بار بود که می‌دیدم چنین عکسی را به دیوار اداره پست زده‌اند. مریلین روی یک قطعه بزرگ قرمزرنگ دراز کشیده بود. روی دیوار پست‌خانه غریب به نظر می‌آمد؛ ولی البته من در این منطقه غریب‌تر بودم.
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها