۱۳ رمان
مجتبی بزرگ علوی از نثرنویسان برجسته ادبیات فارسی سده بیستم میلادی و مشهورترین نویسنده چپگرای ایران است. او که یکی از افراد گروه معروف ۵۳ نفر بود در آمادهسازی مجله دنیا با تقی ارانی همکاری میکرد و به روانشناسی زیگموند فروید و فلسفه مارکسیسم بسیار علاقهمند بود. علوی همچنین یکی از بنیانگذاران حزب توده ایران بود و آثار ادبی مشهوری را به رشته تحریر در آورد که از آن جمله میتوان به رمان «چشمهایش» و داستان کوتاه «چمدان»، اشاره کرد.
چمدان
پدرم پس از لحظهای خاموشی دفتر چک بانک را از جیب بیرون آورد و یک چک صد مارکی به من داد و گفت: «من مسافرت میکنم و میروم به اطراف سیتو، به یکی از ییلاقهای سرحد چکوسلاو ( اسم آن را فراموش کردهام)،
ترن ساعت یازده حرکت میکند، اگر میتوانی برو به خانه من و آنجا بنشین تا پسر صاحبخانه من ...
دیو دیو
تا بهحال تنها و بیکس بودم. حالا که دارم اینها را سرهم میکنم، کسی دارم. غمگساری دارم و احساس میکنم که دل هردومان برای هم میتپد. اگر کسی پیش من نیست که با او درد دل کنم، این یادداشتها که از روی آنها شرح زندگی خود را ترتیب میدهم، انیس و مونس من هستند.
مجموعه آثار بزرگ علوی (باقاب)
مجتبی آقا بزرگ علوی شهرت یافته به «بزرگ علوی» نویسنده واقع گرا، سیاست مدار ، روزنامهنگار نوگرا و استاد زبان فارسی بود که بیش از چهار دهه از نیمهدوم سده بیستم را در آلمان زیست و به ترجمه، نقد و فرهنگ نامهنویسی نیز پرداخت. او را به همراه صادق هدایت و صادق چوبک از پدران داستان نویسینوین ایرانی می دانند. ...
چشمهایش
برای فرنگیس عشق استاد ماکان باورکردنی نیست. اینکه او چگونه این همه سال تحمل کرده و ناگهان تصمیم گرفته احساس خفتهاش را در نقاشی چهره فرنگیس بیان کند تابلویی که راز زندگی این استاد چیرهدست را به همراه دارد و حالا بعد از مرگ استاد این راز بر دل فرنگیس سنگینی میکند. . .
گیله مرد
آخ، این نکته بسیار اهمیت داشت! چه شده بود که دخترش نمیخواست با او دیگر در زیر یک بام زندگی کند؟ آیا شیرین هم از زشتی او در عذاب بود؟ دلش میخواست اشک بریزد، با چه تمسخری در محکمه به متهمینی که اشک میریختند مینگریست. حالا میفهمید که چقدر آدم راحت میشود، کاش میتوانست چشمانش را تر کند. آیا اشتباه ...