رمان نوجوان

دخترک کبریت‌فروش و 53 داستان دیگر

(The complete fairy tales and stories)

ولی در کنج آن خانه، در سرمای صبح زود، دخترک همان‌جا نشسته بود، گونه‌هایش گل انداخته بود و لبخند می‌زد، مرده بود، تا سر حد مرگ یخ زده بود، در آخرین شب سال کهنه. سپیده سال نو بر بالین جسد دخترکی طلوع کرد که با کبریت‌هایش آنجا نشسته بود و تقریبا تمام کبریت‌های کیسه‌اش را روشن کرده بود...

نگاه
9789643513573
۱۳۸۹
۷۲۰ صفحه
۸۵۵ مشاهده
۰ نقل قول