رمان نوجوان

شهر موش‌ها (در جستجوی دلتورا 3)

(City of the rats)

لیف، باردا و جاسمین، سه همسفری که تنها نقطه مشترکشان، نفرت از دشمن واحد است، برای پیدا کردن هفت گوهر گمشده کمربند جادویی دلتورا به جستجوی خطرناکی دست می‌زنند. تنها زمانی که کمربند کامل می‌شود ارباب سایه‌ها سرنگون می‌شود.

قدیانی
9789644176784
۱۳۸۸
۱۶۰ صفحه
۲۰۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
امیلی رودا
صفحه نویسنده امیلی رودا
۲۶ رمان Roger Zelazny made his name with a group of novellas which demonstrated just how intense an emotional charge could be generated by the stock imagery of sf; the most famous of these is 'A Rose for Ecclesiastes' in which a poet struggles to convince dying and sterile Martians that life is worth continuing. Zelazny continued to write excellent short stories throughout his career, which share the inventiveness of these early novellas, but perhaps lack some of their intensity. Most of ...
دیگر رمان‌های امیلی رودا
هزارتوی هیولا (در جستجوی دلتورا 6)
هزارتوی هیولا (در جستجوی دلتورا 6) ارباب سایه‌های اهریمنی متوجه شده است که لیف، باردا و جاسمین به دنبال هفت گوهر گمشده‌ای هستند که از کمربند جادویی دلتورا ربوده شده‌اند. او می‌داند که اگر گوهرها روی کمربند برگردانده شوند، حکومت وحشتناکش مورد تهدید قرار می‌گیرد.
جزیره توهم (سرزمین سایه‌های دلتورا 2)
جزیره توهم (سرزمین سایه‌های دلتورا 2) این کتاب قسمت دوم داستان سرزمین سایه‌های دلتورا است. لیف، باردا و جاسمین فهمیده‌اند که سرزمین سایه‌ها در روزگاران کهن، سرزمین جادویی پیرا بوده است؛ کشوری زیبا که به کمک فلوت افسانه‌ای پیران محافظت می‌شده. در اثر جنگ سه قبیله پیرا، یعنی قبایل پلوم، آرون و کراس، فلوت جادویی سه تکه می‌شود و اثر جادویی خود را از دست می‌دهد ...
کوهستان وحشت (در جستجوی دلتورا 5)
کوهستان وحشت (در جستجوی دلتورا 5) ارباب سایه‌ها بر سرزمین دلتورا حکومت می‌کند. فقط لیف، باردا و جاسمین می‌توانند این سرزمین را از دست نیروهای اهریمنی نجات دهند. برای این کار آن‌ها باید هفت گوهر جادویی را پیدا کنند و سر جایشان، یعنی روی کمربند جادویی دلتورا برگردانند.
سرزمین سایه‌های دلتورا (مجموعه 3 جلدی)
سرزمین سایه‌های دلتورا (مجموعه 3 جلدی) بعد از چند لحظه،‌ آب به شکل دورانی دور و برشان به چرخش درآمد. لیف، باردا و جاسمین به محض دیدن چهار ماهی غول‌پیکر که از اعماق آب بیرون آمدند، وحشت‌زده فریاد کشیدند. مارماهی‌ها دهان ناهنجارشان را به شکل ترسناکی گشوده بودند. پن گفت: ((گردنشان را محکم بگیرید. من احضارشان کردم. آن‌ها ما را به خانه برمی‌گردانند)).
برج‌های ایلیکا (ستاره دلتورا 3)
برج‌های ایلیکا (ستاره دلتورا 3) بریتا همیشه می خواست مثل پدرش یک تاجر شود، نه دریا را طی کند و کالاهایی ارزشمند به خانه اش، بندردل، بیاورد. به نظر می رسید بریتا به آرزوهایش می رسد تا اینکه جست و جوی پدرش برای پیدا کردن چوب دستی جادویی تایر مختوم به مرگ و وحشت شد. حالا خانواده اش مجبورند پنهان شوند و کشتی پدرش، ستاره ی ...
مشاهده تمام رمان های امیلی رودا
مجموعه‌ها