رمان خارجی

گهواره گربه

(Cats cradle)

«کورت وانی‌گات جونیور» علمی- تخیلی نویس است، اما آنچه بیش از هرچیزی در کارهایش به چشم می‌خورد، نگاه انتقادی او به نظام حکومتی امریکا و طنز سیاهش برای نشان دادن شرایط جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند. در گهوارة گربه همه چیز از جایی شروع می‌شود که نویسنده‌ای می‌خواهد کتابی دربارة وقایع روز پرتاب بمب اتمی بر روی هیروشیما بنویسد و می‌خواهد در کتاب بر انسان تأکید کند نه بر جنبه‌های تکنیکی بمب، و در مسیر جمع‌آوری اطلاعات برای این کتاب است که امریکای وانی‌گات را می‌بینیم.

9789643691615
۱۳۸۳
۴۰۸ صفحه
۲۴۸۴ مشاهده
۴ نقل قول
کورت ونه‌گات
صفحه نویسنده کورت ونه‌گات
۱۶ رمان کورت وانِگات جونیور،‏ نویسندهٔ آمریکایی بود. آثار او غالباً ترکیبی از طنزی سیاه و مایه‌های علمی‌تخیلی است که از میان آنها گهوارهٔ گربه (۱۹۶۳)، سلاخ‌خانهٔ شمارهٔ پنج (۱۹۶۹) و صبحانهٔ قهرمانان (۱۹۷۳) بیشتر مورد ستایش قرار گرفته‌اند. در سال ۱۹۹۹ آستروئید یا سیارک ۲۵۳۹۹ را به بزرگداشت او ونه گات نامیدند. کورت وانگات در شهر ایندیاناپولیس در ایالت ایندیانا به دنیا آمد. پس از آن که در رشتهٔ زیست‌شیمی از دانشگاه کورنل فارغ‌التحصیل شد، در ارتش نام‌نویسی کرد و برای نبرد ...
دیگر رمان‌های کورت ونه‌گات
انفیه‌دان باگومبو
انفیه‌دان باگومبو همه افراد زنده و مرده کاملا از سر اتفاق این‌جا آمده‌اند، و نباید ساختگی پنداشته شوند. برای حفاظت از بی‌گناهان هیچ اسمی را تغییر نداده‌ام. فرشته‌ها در چارچوب امور بهشتی حافظ بی‌گناهان‌اند.
پسری که از دخترها فراری بود
پسری که از دخترها فراری بود منتقد ادبی و دوست قدیم‌ام، پروفسور پیتر رید از گروه انگلیسی دانشگاه مینه‌سوتا، تلاش کرد تا این داستان‌ها را از گذشته‌های دور من جمع‌آوری کند و اگر سعی و تلاش او نبود، ممکن بود این داستان‌ها هرگز روشنایی روز را نبینند. این داستان‌ها و بیست‌ و سه داستان دیگر از همین نوع در مجموعه به نام به خانه میمون خوش ...
پیانوی خودنواز
پیانوی خودنواز ... پیرمرد که مبهوت افت و خیزهای آرام و منظم کلیدهای پیانوی خودنواز شده بود، گفت: «می‌بینی دکتر چه‌طور بالا و پایین می‌رن! انگار یه عاشق داره آهنگ می‌نوازه.» موزیک که به اندازه پنج سنت، خوشی نواخته بود، یک‌دفعه قطع شد. اما پیرمرد هنوز داشت فریاد می‌زد: «مو به تن آدم سیخ می‌شه دکتر. انگار یه روح پشت کلیدا نشسته ...
محبوس
محبوس من پیرترین و ناشناخته‌ترین برنامه‌ریز واتر گیت بودم، گمانم چیزی که باعث شد این‌قدر غیرجذاب به نظر برسم این بود که قدرت و ثروت بسیار کمی برای از دست دادن داشتم. برنامه‌ریزان،‌ گردن‌کلفت‌های مملکتی بودند. وقتی دستگیر شدم، مثل کسی بودم که روی یک سه‌پایه کوچک لب یک چشمه نشسته است. تنها کاری که می‌توانستند با من بکنند این بود ...
مشاهده تمام رمان های کورت ونه‌گات
مجموعه‌ها