مجموعه داستان خارجی

مجموعه داستان‌های کوتاه ولادیمیر ناباکوف 2 (3 جلدی)

(The stories of vladimir nabokof)

بهمن خسروی
9789644122576
۱۳۸۶
۳۷۵ صفحه
۱۳۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ولادیمیر ناباکوف
صفحه نویسنده ولادیمیر ناباکوف
۲۴ رمان ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود. وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغ‌التحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود. ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ...
دیگر رمان‌های ولادیمیر ناباکوف
خنده در تاریکی
خنده در تاریکی دلادیمیر ناباکوف، نویسنده، مترجم، شاعر و استاد ادبیات در سال 1889 در روسیه متولد شد و در 1977 در آمریکا درگذشت. اعتبار و شهرت فراوان ناباکوف با رمان ”لولیتا“ به اوج رسید که در زمان انتشار واکنش‌های متفاوتی برانگیخت. وی علاوه بر اعتبار فراوانش به عنوان رمان‌نویسی طراز اول، در حوزة تدریس و نقد ادبی هم از سرآمدان قرن بود. ...
دعوت به مراسم گردن‌زنی
دعوت به مراسم گردن‌زنی دعوت به مراسم گردن‌زنی، روایت ابتذالی سازمان یافته است که هدف غاییش سلب هویت از انسان کنونی است. سین سیناتوس (نامی که هر شخص ممکنی را به ذهن می‌‌آورد) همچون انسانی صاحب هویت، زندانی چنین نظامی است. نظامی سراپا صحنه‌سازی شده، رنگ‌آمیزی شده و باسمه‌ای که کوچک‌ترین «هستی» مستقلی را برنمی‌تابد و همه را یکسان، یکدست و بی‌رمز و راز ...
ناامیدی
ناامیدی ولادیمیر ناباکوف، یکی از استادان نثر که دارای سبکی شاخص در رمان بود، در سال 1899 در سنت پترزبورگ به دنیا آمد. ناباکوف رمان ناامیدی را که در سال‌های جوانی نوشته بود سی سال پس از انتشار بار دیگر بازنویسی کرد. این رمان روایت زندگی و سقوط مردی به نام هرمن است. ماجرایی ابتکارآمیز که در آن یک مرد همزاد خود ...
پنین
پنین
ناتاشا
ناتاشا ناتاشا روی پله‌ها با همسایه‌اش، بارون وولف، ساکن آن طرف سرسرا برخورد کرد. کمابیش کاهلانه از پله‌های لخت چوبی بالا می‌رفت. دستش را با ملایمت روی نرده‌های پلکان می‌کشید و به نرمی از میان دندان‌ها سوت می‌زد. «با این عجله کجا می‌ری ناتاشا؟» «داروخانه، که نسخه پدر رو بپیچم. دکتر الان این‌جا بود. پدر بهتره.» «آه، این خبر خوبیه.»
مشاهده تمام رمان های ولادیمیر ناباکوف
مجموعه‌ها