اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری
رمان خارجی

اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری

( Si par une nuit d'hiver un voyageur )

تو داری شروع به خواندن داستان جدید ایتالو کالوینو، اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، می‌کنی. آرام بگیر. حواست را جمع کن. تمام افکار دیگر را از سر دور کن. بگذار دنیایی که تو را احاطه کرده در پس ابر نهان شود. راحت‌ترین حالت را انتخاب کن: نشسته، لمیده، چمباتمه، درازکش، به پشت خوابیده، به پهلو خوابیده، دمرو، توی مبل، نیمکت، مبل متحرک، راحتی، عسلی یا توی یک ننو، اگر داشته باشی و البته روی تخت یا توی تخت. حتی می‌توانی در یک حرکات یوگا، سرت را زمین بگذاری و البته کتاب را هم وارونه بگیری.

آگاه
۹۷۸۹۶۴۴۱۶۱۹۹۵
۱۳۹۰
۳۲۰ صفحه
۷۹۰ مشاهده
۷ نقل قول
رمان های مشابه

اگر کتابی به راستی برایم جالب باشد نمی‌توانم پس از چند خط آن را دنبال کنم، بدون اینکه ذهنم برای گرفتن فکر، حس، سوال یا تصویری که نوشته به دست می‌دهد به سراشیبی نیفتد و از موضوعی به موضوعی دیگر و از تصویری به تصویر دیگر نرسد. بنا بر اصول تعقل و تخیل، نیازمندم که تا آخر این سراشیبی را بروم و آن چنان دور شوم که دیگر خود کتاب از نظرم گم شود. انگیزه خواندن برایم امری ناگریز است، حتی از کتاب‌های پر و پیمان هم حتما باید چند صفحه ای بخوانم. این صفحات برای من به معنای کل ...


… می‌شود دید که تو عادت داری در آن واحد چند کتاب را با هم بخوانی و در ساعات متفاوت روز نوشته‌های متفاوتی می‌خوانی، نوشته هایی مختص بخش‌های مختلف زندگی ات، هر چند این بخش‌ها کوچک باشند. کتاب هایی کنار میز تختخواب هستند و کتاب هایی دیگر کنار مبل جا گرفته اند، هم توی آشپزخانه اند هم توی حمام.
این می‌تواند مشخصه ای باشد که باید به تصویر تو افزود. روان تو دارای دیوار‌های درونی است که باعث می‌شوند میان زمان‌ها فاصله بگذاری و در آن‌ها توقف و حرکت کنی و بر مجراهای موازی به تناوب متمرکز شوی. آیا این ...


…زن جوانی را تماشا می‌کند که روی یک نیمکت دراز کشیده و کتاب می‌خواند، زن روی تراسی دیگر حدود دویست متر آن سو‌تر و پایین دره است. نویسنده می‌گوید او هر روز آنجاست، هر بار که می‌خواهم پشت میز کارم بنشینم، می‌دانم کتابی از نوشته‌های من نیست و باطناً از این موضوع رنج می‌کشم. حس می‌کنم کتابهایم مایل اند آن طور که او کتاب می‌خواند، خوانده شوند و به کتاب خواندن او حسادت می‌کنند. از تماشایش خسته نمی‌شوم.


زندگی هر کس، یکتا و تک، به هم پیوسته و به هم فشرده، مثل نمدی است که نمی‌شود نخی از آن جدا کرد. و اگر بر حسب اتفاق، جزییاتی بی اهمیت در روزی معمولی پیش بیاید که بر من سنگینی کند… می‌توانم مطمئن باشم که کل این بخش بی اهمیت حاوی تمام زندگی گذشته ام است: تمام گذشته ام، تمام گذشته هایی که سعی کرده بودم فراموش شان کنم، و تمام زندگی هایی که آخرش فقط به یک زندگی منتهی می‌شد.


تا وقتی که بدانم در دنیا زنی هست که خواندن را برای نفسِ خواندن دوست دارد، می‌توانم مطمئن باشم که دنیا ادامه دارد


چطور می‌توانی پا به پای زنی بروی که همیشه جز کتابی که جلوی چشم دارد، در حال خواندن کتاب دیگری هم هست. کتابی که هنوز وجود ندارد، اما کتابیست که هر وقت او بخواهد، می‌تواند وجود داشته باشد.


آنچنان عادت به نخواندن پیدا کرده ام که حتی نوشته هایی هم که بر حسب اتفاق به دستم می‌افتد، نمی‌خوانم. آسان نیست: از بچگی یاد می‌گیریم که بخوانیم. و تمام زندگی، بنده همه چیزهایی می‌شویم که نوشته اند و به دستمان می‌افتد. شاید برای شروع به این که یاد بگیرم چگونه نخوانم، کوشش کردم، اما حالا برایم طبیعی شده. رازش در این است که از نگاه کردن به کلمات نوشته شده احتراز نکنیم: بر عکس، باید به آن‌ها خیره شد تا جایی که محو شوند.


امتیاز کاربران مشاهده همه
 nima hazrati
nima hazrati
Mohamadzabie
Mohamadzabie
shamloom
shamloom
mammad
mammad
Forte
Forte
hedgehog
hedgehog
ایتالو کالوینو
صفحه نویسنده ایتالو کالوینو
۲۵ رمان Italo Calvino was born in Cuba and grew up in Italy. He was a journalist and writer of short stories and novels. His best known works include the Our Ancestors trilogy (1952-1959), the Cosmicomics collection of short stories (1965), and the novels Invisible Cities (1972) and If On a Winter's Night a Traveler (1979).

His style is not easily classified; much of his writing has an air of the fantastic reminiscent of fairy tales (Our Ancestors, Cosmicomics), although sometimes ...
شاه گوش می‌کند
شاه گوش می‌کند فوران فریادها و شعله‌ها شهر را در بر گرفته است. شب منفجر شده است، زیرورو شده است. تاریکی و سکوت در هم تندیده‌اند و اضداد خود، آتش و فریاد را بیرون می‌ریزند. شهر مثل کاغذی مشتعل، مچاله می‌شود.فرار کن! بدون تاج، بدون گرز مرصع، کسی نمی‌فهمد که تو شاهی. شبی تاریک‌تر از شب آتش‌سوزی نیست. و آنکه در میان جمعیت فریادگران ...
آقای پالومار
آقای پالومار کسی که دوست جهان است، جهان نیز دوست اوست. آقای پالومار در حالی که آه می‌کشد می‌گوید: کاش من هم می‌توانستم این‌طور باشم. کتاب آقای پالومار هرچند کم حجم و کم صفحه، اما در جای خود می‌تواند رمان یا حتی 1 دایر‌ه‌المعارف باشد چرا که محتوایی فشرده و متمرکز دارد.
بارون درخت‌نشین
بارون درخت‌نشین بارون روندو از سنت‌های کهنه و قیدهای بی‌چون و چرای اجتماعی می‌گریزد و شیوه‌ای از زیستن را برای خود برمی‌گزیند که دیگر کوچک‌ترین همانندگی با زندگی مردم ندارد. زمین سفت و آشنای زیر پا را رها می‌کند و به زندگی در راه پیچاپیچ و لرزان بالای درختان می‌رود، یعنی می‌توان گفت که دنیای دیگری را جایگاه خود می‌کند. فاصله گرفتنش ...
کمدی‌های کیهانی (داستان کوتاه)
کمدی‌های کیهانی (داستان کوتاه) در کمدی‌های کیهانی، تخیل نیرومند، طنز پاک و توجه به واقعیت و تاریخ در هم آمیخته است. اثری که در داستان‌های آن، انیشتین، یاکوبسن، هگل و سیبرنتیک به دیدار هم می‌آیند. این کتاب را با آثار تخیلی مارکز و بورخس مقایسه ‌کرده‌اند. اما کمدی‌های کیهانی منحصر به فرد است مطلقا ظریف، مطلقا دلنشین و مطلقا مدرن.
گردنبند ملکه
گردنبند ملکه دیدن مرد بی‌تحرک ایستاده در آن سوی چمنزار، در دل انریکو واهمه انداخته بود. صبر کرد و سیگاری روشن کرد. انریکو کم‌کم علاقمند شد تا در مورد مرد چیزی بداند و به حضور ناگهانی‌اش بیشتر پی ببرد. از نظر انریکو، مرد غریبه از آن دسته آدم‌هایی بود که بی‌هیچ قید و بند و قانون یا عقیده خاصی زندگی می‌کنند و ...
مشاهده تمام رمان های ایتالو کالوینو