سیاوش
سیاوش مرد آرمان و اخلاق در جهانی پر از شور و شر.
در یک سو افراسیاب است که جز به خونریزی و جنگ نمیاندیشد و در سوی دیگر کاووس که تنها دغدغه او اقتدار و فرمانروایی است. سیاوش در میان این دو قطب رویای جهانی پاک و اخلاقی در سر دارد و قربانی فضای پر از توطئه این دو دربار است.
افسانههای ایرانی
فرهنگ ایرانی زادگاه برخی افسانههای کهن جهان است. اگر افسانهای در این سرزمین زاده نشده باشد، بیشک در گذر از فرهنگ ایران همراه خود را به سوی سرزمین دیگر باز کرده است. ایران واسطه میان هند و نقاط غربی و در گونهگونی و شباهت افسانهها نقشی موثر داشته. طیف وسیع افسانهها در ایران، میراث گرانقدر در فرهنگ ماست.
افسانههای ایرانی 2
جادو در افسانههای ایرانی سازوکاری ویژه دارد. ذهنیت خیالپرداز ایرانی در این عرصه حد و مرزی نمیشناسد. تمام رویاهای مردم با بهرهگیری از جادو صورت عینی به خود میگیرد و آنجا که دستیابی به این رویا در عرصه اجتماعی ناممکن میشود، در جهان جادو سهل و آسانیاب خواهد بود.
چیدن باد 1 (2 جلدی)
من که شاه نبودم. مترسک سر جالیز بودم. خودشان میبریدند و میدوختند و حتا نظر مرا هم نمیخواستند. نایبالسلطنه به جای من نظر میداد. اگر هم میپرسیدند، چیزی نمیدانستم. قرار بود سالها ولیعهد باشم و کار اداره مملکت را آرام آرام یاد بگیرم، اما همه چیز مثل برق و باد به هم خورد و من شدم شاه.