۱۲ رمان
آلن رب گری یه دوره آموزش متوسطه را ابتدا در برست و سپس در دبیرستاهای بوفون و سن لویی پاریس گذراند. از انستیتو ملی کشاورزی فرانسه مدرک مهندسی گرفت. و از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ در انستیتو ملی آمار پاریس کار کرد. سپس به عنوان کارشناس کشاورزی سه سال را در نقاط گرمسیری مختلفی مانند مراکش، مارتینیک، گوادلوپ و گویان فرانسه گذراند. ولی در سال ۱۹۵۱ به علت بیماری مجبور به بازگشت به فرانسه شد. او در سال ۱۹۴۹ رمان «شاهکشی» ...
ژلوزی
اکنون سایه ستون ستونی که گوشه جنوب غربی سقف را نگه میدارد زاویه متقابل ایوان را به دو بخش مساوی تقسیم میکند. این ایوان راهرو پهن سرپوشیدهای است که سه سمت ساختمان را گرفته است. اکنون آ از در داخلی که به راهرو میانی باز میشود وارد اتاق شده است به پنجره که چهارطاق است نگاه نمیکند که اگر نگاه ...
در هزارتو
«... بیرون آسمان همانطور سفید دلگیر باقی میماند. هنوز روشنایی روز باقیست. خیابان خالیست: آمد و شدی نیست، و عابری هم در پیادهرو نیست. برف میباریده؛ و هنوز آب نشده... درها بسته است. پنجرهها هیچکس را نشان نمیدهد چه چسبیده به شیشهها، چه حتی دورتر در وسط اتاقها. تخت بودن این فضا، علاوه بر این، اشاره به این است که ...
طرحی برای انقلاب در نیویورک
آنچه در این کتاب مورد نظر آلن رب گرییه است،دنیای پر خشونتد و ددمنشانهای است که آدمهای قرن 21 به دست خودشان دارند زیستگاه خودشان را نابود میکنند
جن
دخترها در حقیقت، مثل گذشته نیستند. امروزه مثل پسرها ادای گانگسترها را در میآورند، مجالس هرزگی راه میاندازند. دزدی میکنند یا کاراته یاد میگیرند. به نوجوانهای بیدفاع تجاوز میکنند. شلوار میپوشند... زندگی، دیگر امکان پذیر نیست.