۱۲ رمان
آلن رب گری یه دوره آموزش متوسطه را ابتدا در برست و سپس در دبیرستاهای بوفون و سن لویی پاریس گذراند. از انستیتو ملی کشاورزی فرانسه مدرک مهندسی گرفت. و از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸ در انستیتو ملی آمار پاریس کار کرد. سپس به عنوان کارشناس کشاورزی سه سال را در نقاط گرمسیری مختلفی مانند مراکش، مارتینیک، گوادلوپ و گویان فرانسه گذراند. ولی در سال ۱۹۵۱ به علت بیماری مجبور به بازگشت به فرانسه شد. او در سال ۱۹۴۹ رمان «شاهکشی» ...
جن
دخترها در حقیقت، مثل گذشته نیستند. امروزه مثل پسرها ادای گانگسترها را در میآورند، مجالس هرزگی راه میاندازند. دزدی میکنند یا کاراته یاد میگیرند. به نوجوانهای بیدفاع تجاوز میکنند. شلوار میپوشند... زندگی، دیگر امکان پذیر نیست.
تعیین موقعیت شهری خیالی
در این کتاب مانند خاطرات مثلث طلایی همه چیز افسانه است و اسطوره که در ظاهر با هیچ یک از افسانههایی که میشناسیم مطابقت نمیکند.اما رب گریه به این موضوع اهمیت نمیدهدحتی اگر شده افسانهای از خودش ابداع کند تا نکات مورد نظرش را معما گونه و به طور نمادین در آن بگنجاند.
در هزارتو
«... بیرون آسمان همانطور سفید دلگیر باقی میماند. هنوز روشنایی روز باقیست. خیابان خالیست: آمد و شدی نیست، و عابری هم در پیادهرو نیست. برف میباریده؛ و هنوز آب نشده... درها بسته است. پنجرهها هیچکس را نشان نمیدهد چه چسبیده به شیشهها، چه حتی دورتر در وسط اتاقها. تخت بودن این فضا، علاوه بر این، اشاره به این است که ...
شاهد
انگار هیچکس نشنیده بود. سوت کشتی بار دوم به صدا درآمد تیز و کشدار بود و به دنبال آن 3 غرش پشت سرهم با شدتی که گوش را کر میکرد. مانند بار اول نه فریادی از کسی برخاست و نه کسی خود را عقب کشید حتی یک چین هم روی هیچ صورتی تکان نخورد.