مجموعه داستان خارجی

مکتب زنان

(Lecole des femmes)

اتفاق عجیبی افتاد. شاهد آن بودم که ناگهان سرش را در میان دستانش گرفت و گریه کرد. تظاهری در میان نبود. اشک‌هایش آن‌قدر واقعی بودند که تمام پیکرش را به لرزه در آوردند، اشک‌های واقعی که انگشتانش را خیس کردند و روی گونه‌هایش چکیدند، در حالی که بیست بار با صدای دیوانه‌وار این جمله را تکرار کرد: همسرم دیگر مرا دوست ندارد! همسرم دیگر مرا دوست ندارد!

9789648618730
۱۳۸۹
۲۴۸ صفحه
۱۸۲۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آندره ژید
صفحه نویسنده آندره ژید
۲۲ رمان آندره پل ژيد در سال ۱۸۶۹ به دنيا آمد و از نظر ذهنيت و روحيه به آينده تعلق داشت؛ وي « زمان متغير» را فعالانه تجربه مي كرد و در تلاش براي ساختن آينده بود .ژيد از ريشه مذهبي دوگانه اي برخوردار بود : پدرش پروتستان و مادرش كاتوليكي بسيار ديندارتر و جزمي تر از شوهرش بود. پدر آندره به فاصله كمي پس از تولد او درگذشت. وي در كنار دو بانوي سختگير مذهبي (مادر و مادربزرگش) رشد كرد و البته ...
دیگر رمان‌های آندره ژید
رذل
رذل بله، برادر عزیزم، حدس تو درست است، میشل سرگذشت خود را برای ما بیان کرد. تو از من خواهش کردی که آن را برای تو بنویسم، منهم قول دادم و اکنون به وعده خود وفا می‌کنم، ولی در موقع فرستادن آن دچار تردید می‌شوم، زیرا هرآن‌چه آن را بیشتر می‌خوانم، در نظرم زشت‌تر و موحش‌تر جلوه می‌‌کند. آه نمی‌دانم درباره ...
سرشت زنان
سرشت زنان دوست من؛ به نظرم برای تو می‌نویسم ـ من هرگز یادداشت‌هایی نداشته‌ام و جز نامه‌نگاری چیز دیگری نمی‌دانم، و اگر روزی تو را نبینم بی‌شک برایت نامه می‌نویسم، اما اگر قبل از تو بمیرم (که آرزوی من است زیرا زندگی بی تو برایم کویری بیش نیست) این یادداشت را خواهی خواند و آن وقت کمتر از تو جدا شده‌ام. اما ...
سمفونی پاستورال
سمفونی پاستورال نه، اجازه بدهید به شما بگویم: من چنین سعادتی را نمی‌خواهم. شما باید متوجه باشید که من ... من نمی‌خواهم این‌گونه خوشبخت باشم. می‌خواهم بدانم. چیزهای بسیاری، چیزهای ناگواری، هست که من نمی‌توانم ببینم، اما شما حق ندارید آن‌ها را از من پنهان کنید. طی این ماه‌های زمستانی، مدام به این موضوع فکر کرده‌ام. می‌ترسم جهان به این زیبایی نباشد ...
در تنگ
در تنگ این‌جا قصد نوشتن نخستین خاطره‌های خود را ندارم و آن‌چه می‌خواهم بنویسم تنها خاطره‌هایی است که به این سرگذشت ارتباط دارد. و می‌توانم بگویم که این ماجرا درست در سال مرگ پدرم آغاز می‌شود. شاید احساس من که از سوگواری‌مان و اگر غم خودم نبود، دست کم از دیدن غصه مادرم به هیجان آمده بود مرا مستعد تاثرهای تازه‌ای می‌کرد: ...
مشاهده تمام رمان های آندره ژید
مجموعه‌ها