رمان ایرانی

نیمی از زندگی در افسوس ای‌کاش‌های دیروز گذشت و من هر لحظه فقط با دل خوشی آرزوهای فردا سر کردم. می‌دانم... خوب می‌دانم تو نیز هم‌چون من لحظه‌ای از یک روز دل‌گیر اشتباهی کرده‌ای که سال‌ها باز هم مانند من به حسرت آن نشسته‌ای. دل من امروز آن‌قدر بزرگ شده که مثل دریا پاک است و به راحتی می‌بخشد و می‌گذرد ولی نمی‌دانم چرا در دل تو جایی برای بخشیدن نیست؟

شادان
9786009021246
۱۳۸۷
۳۸۴ صفحه
۱۴۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مریم جعفری
تک‌سوار عشق
تک‌سوار عشق
زنجیر عشق
زنجیر عشق به تو که گفته بودم بی‌خود دل خوش نکن. او به تنها کسی که نمی‌اندیشد تویی. او تو را مسخره می‌کند. اصلا چرا باید به تو فکر کند؟ چرا باید به تو اهمیت دهد؟ آن جوان با سبد گلی به اینجا آمد و گفت اسیر دل شده،‌ اسیر او. خداوندا حتما از او امیدواری دیده که به اینجا آمده. حتما...
شب‌های غربت
شب‌های غربت
ترانه‌های نیمه شب
ترانه‌های نیمه شب
کوه شیشه‌ای
کوه شیشه‌ای
مشاهده تمام رمان های مریم جعفری
مجموعه‌ها