رمان ایرانی

آشیانی از حریر

پروانه عزیزم نمی‌دانم وقتی که نامه‌ام به دستت می‌رسد در چه اوضاع و شرایطی هستی اما خوب می‌دانم و مطمئنم که مرا به واسطه ندادن پاسخ به نامه‌هایت می‌بخشی زیرا نمی‌دانم تصور کنم کسی که با صبوری بی‌‌حد در تمام طول این سال‌ها بی‌آنکه پاسخی دریافت کند برایم نامه می‌داده فرد بی‌گذشت و نامهربانی باشد. راستش باید به حقیقتی اعتراف کنم که مطمئنم از خواندنش شادمان می‌شوی و آن اینست که همیشه حق با تو بود، تو از من باوفاتر بودی.

پگاه
9786005320220
۱۳۹۱
۳۳۶ صفحه
۳۶۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مریم جعفری
بیتا
بیتا نیمی از زندگی در افسوس ای‌کاش‌های دیروز گذشت و من هر لحظه فقط با دل خوشی آرزوهای فردا سر کردم. می‌دانم... خوب می‌دانم تو نیز هم‌چون من لحظه‌ای از یک روز دل‌گیر اشتباهی کرده‌ای که سال‌ها باز هم مانند من به حسرت آن نشسته‌ای. دل من امروز آن‌قدر بزرگ شده که مثل دریا پاک است و به راحتی می‌بخشد و ...
مستانه عشق
مستانه عشق مستانه عشق داستان تو نیست... بلکه منظرگاهی است به زندگی بسیاری از مردمان این دیار. پس نجوای دلنشین صدایت را برایم بگو به امید آن روز که بازیگران این قصه زیبایی را با مهربانی یکی بدانند.
ترانه‌های نیمه شب
ترانه‌های نیمه شب
عشق شیوا
عشق شیوا
مشاهده تمام رمان های مریم جعفری
مجموعه‌ها