خانم صاحب خانه در حالی که با سرعت داشت دفترچهای را ورق میزد، گفت: ((این یک دفترچه یادداشت است . بفرمایید. اینجا رازش برملا میشود. اسمش سیری نمیدانم چه و ساکن خیابان گاروفانی شماره دوازده است. ))
بئاتریچهها (مونولوگهایی برای تئاتر و چیزهای دیگر) نمایشنامه
بئاتریچهها کتابی شامل مجموعه مونولوگهای تئاتری همراه با اشعار طنز و یک داستان کوتاه است که نخستین بار در سال 2011 منتشر شد و در حال حاضر چاپ سوم آن در بازار نشر ایتالیا در دسترس است. مونولوگهای کاملا زنانه بئاتریچهها، که همچون دیگر آثار استفانو بنی ترکیبی از طنز اجتماعی و رئالیسم جادوییاند، بارها در ایتالیا بر صحنه نمایش ...
کافه زیر دریا (داستان کوتاه)
دیگر تنها نیستی
یک روز آقای رمو تصمیم گرفت که دیگر به سگش غذا ندهد و او را دو روزی گرسنه نگه داشت. اما بوم او را همچنان عاشقانه و با مهربانی دنبال میکرد. وقتی آقای رمو برای غذا خوردن سر میز مینشست، بوم نه چیزی درخواست میکرد و نه حتی نزدیکش میشد. تنها از دور و با کنجکاوی مطبوعی صاحبش را تماشا ...
مارگریتا دلچهویتا
بزرگترها دیگر چیزی برای یاد دادن به ما ندارند.
خوب میشد اگر تصمیمات اصلی را ما بگیریم و انشاهای مدرسه با موضوعهای جنگ را آنها بنویسند.
باید از ساختن فیلمهایی که در آنها عدالت پیروز میشود دست بردارند و در عوض، بلافاصله بعد از بیرون آمدن از سالن سینما، کاری کنند که عدالت واقعا پیروز شود.
اینها جملات دختری چهارده ساله، خیالپرداز ...