رمان خارجی

شاهزاده و گدا

(The prince and the pauper)

هر دو در برابر آینه می‌ایستند و معجزه روی می‌دهد. کوچک‌ترین تفاوتی از نظر ظاهر با هم ندارند. تام کانتی کودکی فقیر، با تعویض لباس با ولیعهد انگلستان ادوارد تودور، دربار قرن شانزدهم انگلستان و خیابان‌های پر ازدحام و کثیف لندن را بر هم می‌ریزند. شاهزاده و گدا، اثری جاودانی است که بر تخیلات جالب و ماهیت بی‌نظیر مارک تواین نویسنده آن، صحه می‌گذارد.

ناژ
9786009109753
۱۳۹۰
۲۹۶ صفحه
۱۲۶۷ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
مارک تواین
صفحه نویسنده مارک تواین
۲۷ رمان مارک توین در ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ در مرز ایالت میسوری آمریکا در روستای فلوریدا با کلبه‌های چوبی پراکنده به دنیا آمد. پدرش قاضی بخش و تاجری کوچک و اصالتاً اهل ویرجینیا بود که در کنتاکی درس حقوق خوانده و در همان جا به جین همپتون موخرمایی برخورده و با او ازدواج کرده‌بود. در ۱۲سالگی پدرش فوت کرد و سمیوئل مجبور شد در چاپخانه‌های محلی پادویی کند و بعد در روزنامه‌ای که برادرش اوریون دایر کرده‌بود، ابتدا حروفچین و سپس چاپچی ...
دیگر رمان‌های مارک تواین
ویلسون کله‌پوک
ویلسون کله‌پوک ویلسون کله‌پوک داستانی برخاسته از دوران تاریک سال‌های آخر فعالیت مارک تواین و در واقع بهترین محصول آن دوران است. او قسمت بیشتر این داستان را در ناکام‌ترین دهه زندگی‌اش، دهه 1890، نگاشته است. در آن دوران او آخرین سال‌های دهه پنجم زندگی‌اش را سپری می‌کرد، متحمل چندین دشواری و شکست مالی شده بود و همچنین مدت هفت سال بود ...
2 درس کوتاه درباره دیرین‌شناسی
2 درس کوتاه درباره دیرین‌شناسی همین که از قتل ناتان آگاه شدند، بلافاصله بیست کارآگاه با تجربه در محل حادثه حاضر شدند، جسد مقتول را معاینه کردند، از نشانه‌هایی که روی سر و گردن او بود، یادداشت برداشتند، به سمت لکه‌های خون هجوم بردند، صندوق آهنی شکسته شده را با دقت بررسی کردند، لباس‌‌های خونی را، جز به جز، برانداز کردند.
علم علیه شانس
علم علیه شانس خب داشتم عرض می‌کردم... ـ آقای مک‌ ویلیامز این‌گونه حرفش را پی گرفت، چون این ابتدای سخنش نبود ـ وحشت از رعد و برق یکی از دلهره‌آورترین ضعف‌هاییه که آدم ممکنه بهش مبتلا بشه. معمولا زن‌ها دچار این وحشت هستند، اما توی این دوره و زمونه ممکنه یک سگ کوچولو و گاهی یک مرد هم از رعد و برق بترسند. ...
غریبه‌ای در قصر
غریبه‌ای در قصر با غریبه کنجکاوی گه می‌خواهم درباره‌اش صحبت کنم در قلعه وارویک آشنا شدم. 3 ویژگی او مرا جذب کرد، صاف و ساده بود، آشنایی شگفت‌آوری با سلاخ‌های قدیمی داشت و خیلی خوش صحبت بود. چون همیشه او بود که حرف می‌زد. آشنایی‌مان زمانی رخ داد که مانند آدم‌های فروتن پشت سر گروه در حرکت بودیم...
مشاهده تمام رمان های مارک تواین
مجموعه‌ها