رمان خارجی

قزاقان

(The cossacks)

«قزاقان» از شاهکارهای لئو تولستوی نویسنده نامدار روس است. این سخن از گزافه نیست و از این روی داوری د. س. میرسکی را که خود از نامدارترین سخن‌سنجان ادبیات روس است در زیر می‌آوریم و از آن پس، نوشته پر ارزش روانشاد استاد سعید نفیسی را درباره تولستوی و آثار او که از اثر پر ارزش او «تاریخ ادبیات روسی» برگرفته‌ایم نقل می‌کنیم، تا در ضمن آن‌که شاهکاری از نویسنده‌ای نامدار چون تولستوی را به خوانندگان گرامی تقدیم داشته‌ایم، تحلیلی جامع از آثار و احوال او که یادگاری از دانشمندی بزرگ چون روانشاد نفیسی است نیز در دسترس آنان قرار داده باشیم. به امید آن‌که پذیرفته آید.

مهدی مجاب
نگاه
9789643516192
۱۳۸۹
۳۴۴ صفحه
۲۳۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
لئو تولستوی
صفحه نویسنده لئو تولستوی
۵۵ رمان لئو نیکلایویچ تولستوی (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й)، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس. زادروز وی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸ میلادی) در یاسنایا پالیانا[۳] از توابع تولا است . تولستوی در روز (۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ میلادی) درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین ردهٔ ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. لئو نیکلایوویچ تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور ...
دیگر رمان‌های لئو تولستوی
آناکارنینا 2 (2 جلدی) گالینگور
آناکارنینا 2 (2 جلدی) گالینگور الکسی الکساندرویچ با خود گفت: بنابراین، مسائل مربوط به احساسات او و از این قبیل مربوط به وجدان اوست که من حق دخالت در آن را ندارم. وظیفه من به روشنی مشخص است. من رئیس خانواده‌ام و باید او را هدایت کنم و از این لحاظ تا اندازه‌ای مسئوولم، وظیفه دارم خطری را که مشاهده می‌کنم به او نشان دهم، ...
آناکارنینا 1 (2 جلدی)
آناکارنینا 1 (2 جلدی) داستان آناکارنینا دارای شخصیت اول واحدی نیست. با دیدن نام آناکارنینا این تصور ایجاد میشود که این داستان حتما بکلی درباره اوست، اما در واقع اینطور نیست؛ در حالی که شاید بیش از نیمی از داستان درباره او باشد، بقیه داستان درباره فردی به نام (لوین) میباشد که البته این دو شخصیت در داستان رابطه دورادوری با هم دارند.به عبارتی ...
پتر اول
پتر اول
آناکارنینا 2 (2 جلدی)
آناکارنینا 2 (2 جلدی) الکسی الکساندرویچ با خود گفت: بنابراین، مسائل مربوط به احساسات او و از این قبیل مربوط به وجدان اوست که من حق دخالت در آن را ندارم. وظیفه من به روشنی مشخص است. من رئیس خانواده‌ام و باید او را هدایت کنم و از این لحاظ تا اندازه‌ای مسئوولم، وظیفه دارم خطری را که مشاهده می‌کنم به او نشان دهم، ...
شیطان
شیطان دو جور زندگی برای من ممکن است. یکی آن که با لیزا شروع کردم، زندگی، خدمت و ادراره ملک و فرزندداری همراه با احترام مردم. اگر این زندگی را می‌پسندم جایی برای ستپانیدا نیست. بایست همان‌طور که گفتم او را از این جا دور کنم یا از میانش بردارم، باید که او نباشد... زندگی دیگر همین است. این که ستپانیدا را ...
مشاهده تمام رمان های لئو تولستوی
مجموعه‌ها