رمان خارجی

ابشالوم ابشالوم

حالا دیگر روی بازوی شریو برف نبود. حالا دیگر روی بازویش آستین هم نبود، آنچه بود پیش بازو بود و دست لطیف و تپل که در روشنایی لامپ بر می‌گشت و پیپی را از قوطی خالی قهوه از جایی که پیپ و قوطی را نگه می‌داشت بر می‌داشت و پیپ را از توتون پر می‌کرد و چاقش می‌کرد.

صالح حسینی
نیلوفر
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۰۸۶۷
۱۳۹۰
۴۱۶ صفحه
۱۰۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
ویلیام فالکنر
صفحه نویسنده ویلیام فالکنر
۱۵ رمان فاکنر در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیو آلبانی، میسیسیپی به دنیا آمد. در ۱۹۰۲ خانواده‌اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی میسی‌سیپی، نقل مکان کرد. به دلیل وزن کم و قد کوتاه در ارتش ایالات متحده پذیرفته نشد ولی به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری در یگان پرواز سلطنتی در تورنتوی کانادا نام نویسی کرد و در ۲ دسامبر ۱۹۱۸ به عنوان افتخاری ستوان دومی نایل شد. فاکنر وارد دانشگاه می سی‌سی پی شد و در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه انصراف داد و در ۱۹۲۵ ...
دیگر رمان‌های ویلیام فالکنر
گور به گور
گور به گور . . . این رمان را فاکنر 1930 ـ یک سال پس از "خشم و هیاهو" ـ نوشته است. خود او مدعی بود که نوشتن آن را در ظرف شش هفته ـ آن هم با کار شبانه، پای کوره آتش یک نیروگاه محلی ـ به پایان رسانده و پس از آن هم دستی در آن نبرده است؛ ولی ...
سرخ‌پوست می‌رود و داستان‌های دیگر
سرخ‌پوست می‌رود و داستان‌های دیگر درست پیش از غروب، او پشت کنده چوبی قرار گرفت و حرکت آهسته و رو به جلوی ردیفی از مورچه‌ها را دنبال کرد. تعدادی از آن‌ها را برداشت و با اکراه خورد. شبیه مهمانی که برای شام دعوت دارد و پیش از رسیدن غذا از توی ظرف، آجیل شور برمی‌دارد تا خودش را سرگرم کندا مزه شور آن‌ها در دهانش حالت ...
حومه
حومه کتابی که پیش رو دارید ترجمه بخش اول از کتاب مجموعه داستان‌ها است که در سال 1950 به چاپ رسید و یک سال بعد موفق به کسب جایزه پولیتزر شد. فاکنر این کتاب را به شش بخش تقسیم نموده که عبارت‌اند از: حومه، دهکده، سرزمین رام‌نشده، سرزمین بایر، سرزمین میانی و فراسو و خواننده گرامی باید این اثر را ...
این 11 تا
این 11 تا ویلیام فاکنر در زمستان 1334-گل سرخ در دست به ملاقات ما فارسی زبان‌ها آمد او ظاهرا گل سرخش را برای امیلی آورد اما ما هم از بویش سرمست شدیم در این روزگاران پر داستان بی‌داستان داستان‌های فاکنر هم چنان با طراوت و پرخون‌اند و می‌چسبند. یکی گفت: گوش کن دور ترین مرغ جهان می‌خواند.
اسب‌های خال‌دار
اسب‌های خال‌دار کمی قبل از غروب مردهایی که دم ایوان دکان لمیده بودند چشمشان به گاری رو بسته‌ای افتاد که از سمت جنوب در حالیکه قاطرهایی آنرا می‌کشیدند به طرف آنها می‌آمد. پشت سر گاری قطاری از موجوداتی ول می‌زد که حتی از فاصل دور هم مشخص بود موجودات زنده‌ای هستند. در زیر نور یک‌نواخت دم غروب آن موجودات قد و نیم‌قد ...
مشاهده تمام رمان های ویلیام فالکنر
مجموعه‌ها