رمان خارجی

رمان 1984 جورج اورول حاکی از روحیه‌ای است هشداردهنده. روحیه‌ای که در آن ترسیم می‌شود، نومیدی نزدیک به آینده انسان و هشدار آن این است که اگر روند تاریخ تغییر نکند، انسان‌های تمامی دنیا مهمترین ویژگی‌های انسانی خود را از دست خواهند. و بی آنکه حتی خود متوجه آن باشند به انسان‌های بی روح و خودکاری مبدل خواهند شد. اورول برای توصیف نوع اندیشه قالب در 1984 واژه‌ای ساخته است، که از پیش جزیی از واژگان جدید شده است.

۹۷۸۹۶۴۲۷۵۶۳۱۵
۱۳۹۰
۳۹۲ صفحه
۱۲۴۳ مشاهده
۱۷ نقل قول
جورج اورول
صفحه نویسنده جورج اورول
۲۲ رمان اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول داستان نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناش و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار می‌شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشته‌اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها می‌نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می‌شود. اریک بلر در ۱۹۰۳ در شهر ...
زنده باد کاتالونیا
زنده باد کاتالونیا اورول از فاشیسم و انشقاقات درونی آن سخنی نمی‌گوید ولی از پاره پاره شدن و انشعابات در جناح کمونیسم بسیار می‌گوید و این همه شکاف و نقار سرانجام در جنگ داخلی در کاتالونیا نمود می‌یابد که گروه‌های چپ رویاروی یکدیگر قرار می‌گیرند و معلوم نیست چه کسی چه کسی را می‌کشد، فقط می‌کشند، می‌کشند و می‌کشند آن هم بی‌هدف.
همه‌جا پای پول در میان است
همه‌جا پای پول در میان است گیاه آسپیدیسترا نمادی است از احترام به پول و زندگی طبقه متوسط قرن بیستم انگلستان که فقط دو راه فرار از آن وجود دارد: پولدار بودن یا امتناع از پولدار شدن. گوردون راه دوم را انتخاب می‌کند و با همه جنبه‌های زندگی مادی وارد جنگ می‌شود. او حتی از شغل پول سازش استعفا می‌دهد و در یک کتابفروشی مشغول به ...
روزهای برمه
روزهای برمه روزهای برمه همچون نوشته‌های دیگر جورج اورول یک داستان انتقادی است. خوانندگانی که با آثار او آشنایی دارند و کتاب‌های او،‌ همچون قلعه حیوانات و یا 1984 را خوانده‌اند به خوبی سبک و سیاق قلم اعجازبرانگیز او را می‌شناسند، بنابراین وقتی با این کتاب رو به رو می‌شوند، به خوبی می‌دانند که چگونه رمانی را می‌خوانند.
دختر کشیش
دختر کشیش وقتی که کشیش مراسم دعا و تقدیس را به اتمام رساند، دوشیزه میفیل با تقلا و زحمت بسیار تلاش کرد تا روی پاهایش بایستد و مثل یک مخلوق چوبی قطعه قطعه، خودش را بخش بخش بالا کشید. صدای غژغژ عجیبی از جایی که نشسته بود به گوش می‌رسید. احتمالا این صدا، صدای ساییده شدن استخوان‌های او روی یکدیگر بود. تصور ...
مشاهده تمام رمان های جورج اورول