رمان ایرانی

یاسمن

چاره‌ای نداشت خاموشی سالن کمک بزرگی برایش بود. به محض لغزاندن انگشتانش به روی تارها صدای دست زدن بلند شد. نور چراغ‌های بیرون سایه‌ها را نشان می‌داد. پوریا دستش را به نشانه تشکر بالا برد و سپس بسیار ماهرانه و لطیف شروع به نواختن کرد. یک آهنگ ملایم را حدود 5 دقیقه بدون خواندن نواخت و کم‌کم صدای هو.. هو زیر زبانی بچه‌ها که مثلا هم‌خوانی می‌کرد و عاقبت با صدایی گرم و قشنگ همراه با آهنگی که می‌نواخت خواند. چراغ‌ها روشن شد و پوریا مجبور شد جلو همه کمی تعظیم کند. یاسمن جلو آمد دستش را صمیمانه جلو آورد و با لهجه شیرین و شادش گفت: ـ عالی بود استاد. فکر نمی‌کردم به این خوبی بزنید و بخوانید.

علی
9789647543835
۱۳۹۰
۴۰۰ صفحه
۷۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های منیر مهریزی‌مقدم
آتش کینه
آتش کینه ماه من غصه چرا؟ تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست. ماه من غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید، یا دل شیشه‌ایت از لب پنجره عشق به زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا چتر شادی واکن که خدا هست خدا...
آواز قو
آواز قو یک قصه، یک خاطره، یک واقعیت گاهی از زبان آدم‌های دم مردن تمام زندگی‌ات را به هم می‌ریزد، ویران می‌کند. خوب و بدش اهمیتی ندارد فقط این که تمام چارچوب ذهنی‌ات را تمام روابط تعریف‌شده‌ات را از بیخ و بن فرو می‌ریزد، سخت است. دیگر نمی‌دانی به هر کدام از آدم‌های اطراف که سالیان سال نزدیک و پاره تن می‌دانستی ...
انعکاس
انعکاس همانند کوهستان، محکم و استوار زندگی همان حکم را دارد: به تو چیزی را پس می‌دهد که از تو گرفته است... همچون انعکاس صدای ما در میان کوه‌ها و این یک اتفاق نیست همه این‌ها، تمام و کمال و بدون کم و کاست بازگشت وجود ما هستند. اگر قبول می‌کردم که شنیدن حقیقت تلخ اگرچه آزاردهنده، بهتر بود از دروغی که ...
هم‌دم خاطره‌ها
هم‌دم خاطره‌ها یک بند سیگار کشیدن‌هاش، شب‌ها دیر اومدن‌هاش، ریخت و پاش‌هاش، دختر بازی‌ها و بی‌قید بودن به وضع خانواده و تازه ضعیف شدن هیکلش و گاهی حالت غیرطبیعی و حرکاتش که داد می‌زد یه کوفت و زهرماری هم مصرف می‌کنه، امان فکریم رو بریده بود.
مدارا
مدارا عاشق شدن خیلی سخت نیست و شاید هرکسی از پس آن بربیاید. دلی می‌خواهد چون پرنده که رهایش کنی در آسمان عشق بی‌مهابا.اما نگهداری عشق آن‌هم برای سالیان کار هرکسی نیست پرنده‌ای می‌خواهد خستگی‌ناپذیر در آسمان عشق.من عاشق دل‌خسته بودم و عاشق دل‌‌خسته داشتم تبی تند از عشق که به همان تندی خاموش شد.اما اکنون تو را می‌بینم که به ...
مشاهده تمام رمان های منیر مهریزی‌مقدم
مجموعه‌ها