رمان خارجی

ایزابل بروژ

(Isabelle bruges)

کسانی که انتظارشان را می‌کشی، در اعماق وجودت گم گشته‌اند؛ تو این را خوب می‌دانی. آن‌ها در ژرفا‌ی تاریک جانت سردرگم‌اند. آتشی روشن کن تا ببینند، تا راهشان را بازیابند، مسیری را که از جهنم به روز روشن می‌رسد، به خود امروز، ایزابل. جانت را بیافروز بنویس

مهوش قویمی
آشیان
9789647518161
۱۳۸۳
۱۱۲ صفحه
۳۰۷۱ مشاهده
۱۰ نقل قول
کریستین بوبن
صفحه نویسنده کریستین بوبن
۴۶ رمان کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تا کنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شده‌است. کودکی، عشق و تنهایی دستمایه خلق آثار اوست. آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوسته‌اند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته ودر کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل می‌دهند. برای او تجربه‌های ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانه‌است. بوبن بیش ...
دیگر رمان‌های کریستین بوبن
نامه‌های طلایی
نامه‌های طلایی این کتاب جزو آخرین آثار «کریستین بوبن»، نویسندة بنام فرانسوی است که سبک آن بازتاب جهش‌های ذهن نویسنده است و به نحوی از حرکات خودکار (اتوماتیزاسیون) سوررئالیست‌ها الهام گرفته. به نظر بوبن، این نابسامانی نیست بلکه دادن لگام نوشتار به دست ژرف‌ترین احساسات است.
دیوانه‌وار
دیوانه‌وار در زندگی‌هایمان باید زندگی دوگانه‌ای داشته‌باشیم و در قلب‌هایمان خونی دوگانه، شادی همراه با رنج، خنده همراه با اندوه، مثل دو اسبی که به یک ارابه بسته شده‌اند و هر یک دیوانه‌وار، ارابه را به سوی خود می‌کشند. پس در جاده‌ای برفی، سوارکارانی هستیم که در جست‌و‌جوی ردپایی، در جست‌و‌جوی اندیشه‌ای سلیم، پیش می‌تازیم و زیبایی، گاه مانند شاخه‌ای فرود ...
6 اثر
6 اثر عشق می‌آید،عشق می‌رود.همواره به زمان خویش و هیچگاه به زمان ما.برای آمدن،تمام آسمان را،تمامی زمین را،تمامی واژگان را می‌طلبد.نمی‌تواند در تنگای یک معنی بگنجد.حتی نمی‌تواند به یک خوشبختی اکتفا کند.عشق آزاد است.آزادی با خوشبختی همراه نیست.با شادی همراه است.شادی در قلب ما مانند نردبانی از نور است.نردبانی که از ما بسی بالاتر می‌رود.که از خودش بسی بالاتر می‌رود،آنجا که دیگر ...
دلباختگی (لوییز امور)
دلباختگی (لوییز امور) لوییز امور همه‌جا بود، روی کاناپه و هم‌چنین در ذهن من، در زوایای نهانی مغزم نشسته بود. . . دیگر هیچ‌کس غیر از او در جهان نبود، تنها او وجود داشت و بس. اینک حقیقتا خواندن و نوشتن می‌آموختم و سرانجام پا به عرصه حیات می‌گذاشتم، و حریص و وحشت‌زده صورت و اندام موجودی تنومند و سترگ را تماشا می‌کردم. ...
مشاهده تمام رمان های کریستین بوبن
مجموعه‌ها