رمان خارجی

زندگی در پیش رو

(La vie devant soi)

او بچه‌یی‌ست که می‌بیند، خوب هم می‌بیند. تیز هم می‌بیند و همه را هم ضبط می‌کند. هم‌صحبت‌هایش یک پیرمرد مسلمان عاشق قرآن و عاشق ویکتور هوگو است و یک زن پیر زن درد‌مند. هر چند با بچه‌ها حرف می‌زند و بازی می‌کند، اما با آن‌ها یکی نمی‌شود. در مجاورت آن‌ها بچه نمی‌شود. او بچه‌یی‌ست ساخته نویسنده. اما بچه‌یی به شدت پذیرفتنی و دوست داشتنی. کتاب نیز به هم‌چنین. در بیست صفحه اول کتاب، محمد می‌خواهد همه چیز را به سرعت بگوید؛ پس درهم و برهم حرف می‌زند. می‌خواهد مثل بزرگ‌ترها حرف بزند؛ پس گنده‌گویی به سبک بچه‌ها می‌کند. جمله‌بندی‌هایش گاه از لحاظ دستوری غلط است حرف‌ها و مثال‌هایش گاه، در کمال خلوص نیست، پرت و عوضی است! و گاه درک نشدنی. به همین دلیل ذهن خواننده در آغاز کمی مغشوش می‌شود اما بعد به روش گفتار او عادت می‌کند، و تمام پراکنده‌گویی های گاه گاه محمد را راحت می‌پذیرد.

9789649283166
۱۳۸۷
۲۲۲ صفحه
۲۴۱۹ مشاهده
۱۷ نقل قول
نسخه‌های دیگر
رومن گاری
صفحه نویسنده رومن گاری
۲۴ رمان رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسِف (Roman Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ در شهر ویلنا (اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدرش (آری-لیب کاسو) کمی بعد در ۱۹۲۵ خانواده را رها کرد و به ازدواج مجدد دست زد. از این هنگام او با مادرش، نینا اوزینسکی (کاسو)، زندگی می‌کرد، ابتدا در ویلنا و سپس در ورشوی لهستان. در سال ۱۹۲۸، رومن چهارده ساله به همراه مادرش به شهر نیس در کشور فرانسه رفتند. رومن خاطرات ...
دیگر رمان‌های رومن گاری
پیمان سحرگاهی
پیمان سحرگاهی پیمان سحرگاهی در حقیقت زندگی‌نامه رومن‌گاری به قلم خودش از دوران کودکی تا پایان جنگ جهانی دوم است. این کتاب به صورت مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، اما پیوسته نوشته شده که محوریت زیادی بر روی رابطه پر مهر و عاشقانه نویسنده با مادرش دارد...
پرندگان در پرو می‌میرند
پرندگان در پرو می‌میرند آقای کارل روی صندلی راحتی‌اش نشست و به فکر رفت. او مردی فربه با چهره‌ای سرخ و سفید و عینکی پر زرق و برق و لب‌هایی ظریف بود که خطوط اصلی خنده‌اش گویی ردی از همه لطیفه‌هایی که گفته بود، را حفظ کرده بود.
ستاره‌خواران
ستاره‌خواران ستاره خواران سرگذشت مرد دیکتاتوری است به نام خوزه آلمایو در آمریکای لاتین که سرانجام پس از سال‌ها دیکتاتوری، به دست مردم انقلابی گرفتار شد...
پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند
پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند برف ملایمی می‌بارید، دانه‌های برف به نرمی پایین می‌آمدند طوری که انگار می‌ترسیدند به زمین بنشینند. چند وقتی می‌شد که میدان خالی بود؛ سگ لاغری که انگار خیالی در سرش بود در حالیکه پوزه به زمین می‌مالید سریع از میدان رد شد؛ کلاغی با احتیاط زمین نشست، چیزی به نوکش گرفت و بلافاصله پرواز کرد... یک مرد و یک دختر ...
مشاهده تمام رمان های رومن گاری
مجموعه‌ها