رمان ایرانی

رعد و برق بی‌باران

عطایی
9789643136444
۱۳۸۴
۱۰۴ صفحه
۷۳۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد محمدعلی
دریغ از روبه‌رو
دریغ از روبه‌رو
آدم و حوا
آدم و حوا
از کیومرث تا همای (خلاصه قصه‌های شاهنامه فردوسی)
از کیومرث تا همای (خلاصه قصه‌های شاهنامه فردوسی) اسطوره‌ها و افسانه‌ها چیزی نیستند جز آنچه مردم طی قرون و اعصار دوست داشته‌اند صاحب آن را به خود منتسب کنند. چیزی که دهان به دهان سینه به سینه چرخانده‌اند و (من و شما و فردوسی هم جزو مردم) کوشیده‌اند (یا کوشیده‌ایم) تا از طریق فلسفه‌ وجودی قومیت و ملیت خود را برای خود و دیگری بازگو کنند و هویت ...
نقش پنهان
نقش پنهان من 1 ایرانی تمام عیارم. فکر می‌کنم باید شریک غم دیگران باشم و شادی دیگران مربوط به خودشان است. رفتن به مجلس ختم را ضروری می‌دانم ولی حضور در مجلس عروسی را نه. وقتی قتلی اتفاق می‌افتد مرگ برایم جذابیت بیشتری پیدا می‌کند. برای همین احمدخان را فرستادم بالای دار. بالای دار نه. عرصه را بهش تنگ کردم تا خودکشی ...
مشاهده تمام رمان های محمد محمدعلی
مجموعه‌ها