پیرمردی بود که تنها در قایقی در گلف استریم ماهی میگرفت و حالا هشتاد و چهار روز میشد که هیچ ماهی نگرفته بود. در چهل روز اول پسربچهای با او بود. اما چون چهل روز گذشت و ماهی نگرفتند...
۳۷ رمان
ارنِست میلر هِمینگوی از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. وی از پایهگذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایعنگاری ادبی» شناخته میشود.
ارنست همینگوی همه عمرش سرگرم ماجراجویی بود. از زخمیشدن در ایتالیا بر اثر اصابت ۲۰۰ تکه ترکشگلوله نیروهای اتریشی در خلال جنگ جهانی اول تا شرکت در خط مقدم جبهههای جنگ داخلی اسپانیا یا سفرهای توریستی به حیاتوحش آفریقا تا ماهیگیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا. این روحیه ...
باد 3 روزه
وقتی نیک پیچید به جادهای که از میان باغهای میوه میگذشت، باران بند آمد. میوهها را چیده بودند و باد پاییزی میان درختان برهنه میوزید. نیک ایستاد و سیبی را که روی علفهای کنار جاده افتاده بود و از باران برق میزد برداشت. سیب را در جیب کت کوتاه و سنگینش گذاشت. و...
درگذشت پیکلز مک کارتی
ترس از مرگ در چشمهاشان خوانده میشد. نگاه وحشتزدهی گروهان دهشتناکترین چیزیست که در جنگ میتوانی ببینی. نگاهی داشتند عین نگاه گوسفندهایی که به مسلخ میبرندشان و با هر انفجار خودشان را میانداختند روی زمین و کتفهاشان زیر فشار پای دیگران لگدکوب میشد.
پروانه و تانک و 3 داستان دیگر از جنگ داخلی اسپانیا
ما آنجا بودیم، در غبار، در دود، در هیاهو، در میان زخمیان، در مرگ، در هراس از مرگ، در شجاعت، در بزدلی، در حماقت و در نامرادی یک حمله شکست خورده. ما آنجا بودیم...
زنگها برای که به صدا در میآید
بر روی چمنهای کنار جنگل دراز کشیده و چانه را روی دستها گذاشته بود و به اطراف مینگریست. آب جویبار آرام و منظم از کوه سرازیر میگردید ولی از آن نقطه به بعد از سراشیبی نیز با قوت و سرعت رو به پایین میرفت. او نقشههای نظامی را بیرون آورد و در جلوی خود گسترد. رفیقش مردی سالخورده، کوتاه قد ...