پیرمردی بود که تنها در قایقی در گلف استریم ماهی میگرفت و حالا هشتاد و چهار روز میشد که هیچ ماهی نگرفته بود. در چهل روز اول پسربچهای با او بود. اما چون چهل روز گذشت و ماهی نگرفتند...
۳۷ رمان
ارنِست میلر هِمینگوی از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. وی از پایهگذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایعنگاری ادبی» شناخته میشود.
ارنست همینگوی همه عمرش سرگرم ماجراجویی بود. از زخمیشدن در ایتالیا بر اثر اصابت ۲۰۰ تکه ترکشگلوله نیروهای اتریشی در خلال جنگ جهانی اول تا شرکت در خط مقدم جبهههای جنگ داخلی اسپانیا یا سفرهای توریستی به حیاتوحش آفریقا تا ماهیگیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا. این روحیه ...
مردان بدون زنان
مانوئل گارسیامرا، رو به موت بود. همه روزنامهها شماره مرگش را از قبل آماده کرده بودند. پس از مرگش گاوبازها نفس راحتی کشیدند، زیرا توی میدان کارهایی میکرد که آنها از دستشان بر نمیآمد. همهشان زیر باران در مراسم تشییع او حرکت کردند. یکصد و چهل و هفت گاوباز…
تپههای سبز آفریقا
همینگوی عاشق شکار بود. این کتاب هم تعاریف و توصیفات سفر همینگوی و همسرش به آفریقا برای شکار حیوانات است. تپههای سبز آفریقا 1935 کار غیرداستانی از ارنست همینگوی است. تپههای سبز آفریقا حاصل یک ماه سیاحت اکتشافی به همراه همسرش، پائولن ماری فایفر، در شرق آفریقا است که در ماه دسامبر سال 1933 صورت گرفته است.
خورشید همچنان میدمد
خورشید همچنان میدمد اولین رمان ارنست همینگوی نویسنده سرشناس و برنده جایزه نوبل ادبی است. داستان این کتاب روایت زندگی روشنفکران و نویسندگان پس از جنگ جهانی اول است. چند داستاننویس که زمانی در جبهههای جنگ جهانی اول میجنگیدند و شاهد کشته شدن میلیونها انسان و سرباز و مردم بیگناه بودهاند، تصمیم میگیرند تا برای پر کردن خلا زندگی و ...
فیستا
«فیستا» یکی از آثار مشهور ادبی جهان است که خالق آن ارنست همینگوی نویسنده نامدار آمریکاییست. محور داستان مسافرت گروهی آمریکایی و انگلیسی مقیم فرانسه از «نسل گ شده» به اسپانیا برای دیدن جشن فیستا است. این رمان روایت عجیبی از عشق را در بطن درگیریها و رقابتهای انسانی به تصویر میکشد. همینگوی از این درگیریهای متنوع استفاده میکند تا ...
آدمکشها
هر دو از در زدند بیرون. جورج از پنجره نگاهشان کرد که از زیر تیر چراغبرق رد شدند و رفتند آنطرف خیابان. با آن پالتوهای چسبان و کلاههای لبهدارشان، شبیه هنرپیشههای نمایشهای واریته بودند.