مجموعه داستان خارجی

داستان‌های کوتاه از نویسندگان اسلاو

در این کتاب داستان‌هایی از نویسندگان روسیه، اوکراین، چک، بلغارستان و لهستان گردآوری شده است. برخی از این نویسندگان در ایران شناخته شده هستند و نام برخی دیگر ناآشناست. بیشتر داستان‌ها به زبان طنز هستند و مضمون‌های نیرومند در آن‌ها به چشم می‌خورد. با وجود آنکه نویسندگان این آثار پیشینه‌های تاریخی و فرهنگی مشترک میان اقوام اسلاو را دارا هستند، ولی به واسطه آنکه به هر حال در شرایط زمانی و مکانی مختلفی می‌زیسته‌اند، جهان‌بینی‌های گوناگونی در داستان‌ها به چشم می‌خورد که بر فرم و شیوه روایت نیز تاثیرگذار است. از این‌رو خواننده با مجموعه‌ای از رویکردهای مختلف ادبی روبه‌رو می‌شود که در کنار یکدیگر، گوشه‌هایی از ادبیات اسلاو را شکل می‌دهند.

هرمس
9789643637835
۱۳۹۱
۳۰۲ صفحه
۹۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
ابریشم 7 رنگ
ابریشم 7 رنگ خوش‌ترین خاطره از روزگار کودکی من خاطره شب‌هایی‌ست که مادر قصه می‌گفت و این می‌تواند شیرین‌ترین خاطره هر زن و مرد از هر قوم و ملیتی باشد. چرا که قصه و قصه‌گویی خاص یک سرزمین نیست. هر ملتی قصه‌ها و حکایت‌های خودش را دارد هر چند این قصه‌ها با ریشه‌هایی مشترک به اشکال و صورت‌هایی گوناگون نقل می‌شوند.
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
کله‌پوک و عاقل (20 افسانه ترکمنی) مجموعه داستان
کله‌پوک و عاقل (20 افسانه ترکمنی) مجموعه داستان این کتاب مجموعه‌ای است از 20 افسانه که از زبان ترکمنی به فارسی ترجمه شده‌اند: یک‌وجبی و سگش، کله‌پوک و عاقل، قصر دیوها، اسب دریایی، موش حریص، مار چهل‌سر، گلنار و افسانه‌های دیگر.
تعمید تفنگ
تعمید تفنگ ابایی ندارد کتمان کند که با زنی که ازدواج کرده بود و همسرش به حساب می‌آمد به هم زده و دیگر از هم جدا شده‌اند.مشکلی ندارد که بگوید آدرس خانه‌اش در چارلو تنلوند عوض شده. حذف نکات گوناگون رزومه‌اش کار آسانی است... از متن کتاب
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها