رمان خارجی

مفید در برابر باد شمالی

(Gut gegen nordwind)

آیا مکانی امن‌تر از فضای مجازی برای فرار از دلتنگی ناشی از روزمرگی وجود دارد؟ لئو لایکه ایمیل‌هایی از غریبه‌ای به نام امی روتنر دریافت می‌کند و از روی ادب جواب می‌دهد. از آن‌جایی که امی خود را مجذوب حس می‌کند، به لئو جواب می‌دهد. بعد لئو اعتراف می‌کند: امی عزیز، من به شما علاقمندم اما می‌دانم که این علاقمندی بیهوده و محال است. پس از اندکی زمانی امی اعتراف می‌کند: سطور شما و قافیه‌بندی‌های من مردی را پیش رویم مجسم می‌کنند که احساس می‌کنم واقعا وجود دارد. به نظر می‌رسد اولین ملاقات حضوری فقط منوط به زمان است. اما این سوال آنچنان هر دو را به دلشوره می‌اندازد که مدتی مردد از جواب دادن به آن طفره می‌روند. آیا ایمیل‌های مملو از عشق که فرستاده، دریافت و ذخیره شده‌اند به ملاقات و آشنایی حضوری منتهی خواهند شد؟ و در این صورت بعدش چه می‌شود؟...

شهلا پیام
ققنوس
۹۷۸۹۶۴۳۱۱۹۶۶۹
۱۳۹۱
۲۴۸ صفحه
۲۱۵ مشاهده
۱۱ نقل قول