آن شب توانسته بودم از محل کارم زودتر از همیشه خارج شوم. گفتم تا بیاوغلو همینطوری برای خودم بروم. به ریههایم حق تنفس بدهم که ساعتها است با هوای کثیف پر شده. به خلیج و تنگه سلام کردم و از پل رد شدم.
80 سال داستان کوتاه ایرانی 1 (2 جلدی)
داستانهای مجموعه دو جلدی هشتاد سال داستان کوتاه ایرانی، با مضمونها و سبکهای متنوعشان، نمایانگر گرایشهای نوشتاری مطرح در تاریخ ادبیات معاصر هستند. داستانهای انتخاب شده به نحوی در پی هم قرار گرفتهاند که خواننده به شکلی ملموس در جریان سیر تحول داستان کوتاه ایرانی قرار گیرد.
امیدواریم این مجموعه، دریچهای رو به باغ پردرخت داستاننویسی ایران بگشاید.
مردی که کشتمش (گزیده داستانهای کوتاه آمریکا)
فکش توی گلویش بود، لب دندانهای بالاییاش نمانده بود. یک چشمش بسته بود. چشم دیگرش سوراخی مثل ستاره داشت. ابروهایش به ظرافت قوس ابروی زنانه میمانست. بینیاش آسیب ندیده بود. مختصر اشکی دم لالهی یک گوشش به چشم می خورد. موهای مشکیاش به عقب شانه شده بود. پیشانیاش چروک مختصری داشت، ناخنهایش مرتب بود. بر پوست گونهی چپش جای سه ...
سیب سرخ
شب است عیسابکف نشسته است و فکر میکند نامهاش را چه طور شروع کند؟ در این نامه چه باید بنویسد؟ این کار بسیار مشکل، و تقریبا غیر ممکن است چه چیزها که برای گفتن وجود دارد، خیلی حرفها جمع شدهاند! آیا زن اعترافهای او را که خیلی دیر صورت میگیرد درک خواهد کرد؟
این چند کتاب دوستداشتنی برای توست (7 جلدی) با قاب
«زندگی به اندازه کافی روانتو میگردونه، که نیازی به گردوندن روانت نداشته باشی. به من گوش کن. من مرکز همه چیزم. این جمله اولین پیامد این اسمه. یه توصیه هم واسه تو دارم. خوندن متنها از اونجا که کلماتو به صدا درمیاره، نثل انداختن تاسه... ما نمیدونیم چه نتیجهای روی زمین مینشونه.»
سرگذشت دختران
خیلی وقت پیش ـ البته نه اونقدرا، همین چند سال پیش، قبل از اینکه چرخدندهها و اهرما و قرقرهها آینده رو از دل زمین بکشن بیرون و بیارن جلو چشم من ـ زیاد مهمونی میرفتم.
تو یکی از این مهمونیا زن و شوهری بودن به اسم کریستا و ری. اونا با آدمایی که من کم و بیش باهاشون آشنا بودم، یا ...