رمان خارجی

قلعه حیوانات (وحشت نوع بشر)

(Animal farm)

در اواخر پاییز اخبار اتفاقاتی که در مزرعه‌ی حیوانات افتاده بود ، در نیمی از کشور پخش شد . هر روز ناپلئون و گلوله برفی کبوتران را به پرواز در می‌آوردند و دستور این بود که به حیوانات مزارع همسایه نزدیک شوند ، داستان شورش را برای آن‌ها بگویند و آهنگ ((حیوانات انگلیس)) را یادشان بدهند .

روشا
9786005595079
۱۳۹۲
۱۰۴ صفحه
۱۲۱۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جورج اورول
صفحه نویسنده جورج اورول
۳۰ رمان اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول داستان نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناش و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار می‌شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشته‌اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها می‌نوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می‌شود. اریک بلر در ۱۹۰۳ در شهر ...
دیگر رمان‌های جورج اورول
قلعه حیوانات
قلعه حیوانات با صدای: آسمان مصطفایی. مخاطب اصلی جورج اورول در مزرعه حیوانات حکومت ـ کمونیستی شوروی سابق و نمودار شخصیت‌های صحنه داستان همان سردمداران حکومت در سال‌های 1930 تا 1950 بودند ولی در واقع نیش تیزقلم او تمامی دیکتاتورهایی را مورد حمله قرار می‌دهد که چه پیش از آن بوده‌اند و چه در حال حاضر وجود دارند و چه در آینده ...
محرومان پاریس و لندن
محرومان پاریس و لندن این کتاب سرگذشت بسیاری از افراد جامعه را به تصویر می‌کشد که بنا به دلایل مختلف از عرش به فرش می‌رسند و به ناچار در جستجوی سرپناهی از نوانخانه‌ای به نوانخانه دیگری رانده می‌شوند. جورج اورول که خود نیز چنین زندگی‌ای را تجربه کرده است سعی دارد به ما بفهماند که بر خلاف نظر عموم همه بی‌خانمان‌ها افرادی بی‌عار و ...
مزرعه حیوانات
مزرعه حیوانات همه‌ی حیوانات باهم برابرند ولی بعضی حیوانات از بقیه برابرترند.
قلعه حیوانات
قلعه حیوانات رمان قلعه حیوانات در سال 1945 میلادی در انگلستان منتشر شد و در اواخر دهه 1950 میلادی به شهرت رسید. گروهی از حیوانات، در اقدامی آرمان‌گرایانه و انقلابی، آقای جونز را از مزرعه‌اش فراری می‌دهند تا برابری و رفاه را در آن برقرار سازند، اما ایجاد تغییر به این سادگی‌ها نیست.
دختر کشیش
دختر کشیش وقتی که کشیش مراسم دعا و تقدیس را به اتمام رساند، دوشیزه میفیل با تقلا و زحمت بسیار تلاش کرد تا روی پاهایش بایستد و مثل یک مخلوق چوبی قطعه قطعه، خودش را بخش بخش بالا کشید. صدای غژغژ عجیبی از جایی که نشسته بود به گوش می‌رسید. احتمالا این صدا، صدای ساییده شدن استخوان‌های او روی یکدیگر بود. تصور ...
مشاهده تمام رمان های جورج اورول
مجموعه‌ها