اینجا کسی مرده
رو میگرداند به اطراف. انگار دنبال پاسخ سوالی است. سوالی که خود نمیداند و جوابی که سالهاست فراموشش شده. مریم سرش را روی ساقهای دستش که ضربدر بر زانو گذاشته، خم میکند. انگار مردد است که گریه کند یا نه. مهشید دست پشت مریم میگذارد و مریم با نوازش آرام مهشید دوباره مینشیند. مهشید میپرسد کسی مرده؟ مریم با سر ...
آدمنما
این رمان علمیتخیلی-پادآرمانشهری در آیندهای میگذرد که انسانها به واسطه بازسازی مدام اندامهای بدنشان از سلولهای بنیادی، بر بیماری غلبه کرده و مرگ را به تعویق انداختهاند. در آرمانشهر دنیای بعد از انقلاب سلولهای بنیادی انسانهای عقیم شده برای بقای خود و انجام به موقع جراحیهای بهبودشان به قوانین جامعه پایبندند و به زندگی یکنواخت روزمره، خوردن و خوابیدن و ...
سال درخت
«سال درخت» داستان سه نسل از سه خانواده ایرانیست.
راوی مرده رمان در طول داستان، برادر سندرم داون خود «پویا» و خواهرش «پرسیا» را خطاب قرار داده و سرگذشت خانواده را برای ایشان بازروایت میکند. سرگذشتی که مملو از اشتباهات، بداقبالیها، خرافات، مصیبت، عشق و مرگ است. راوی مدام از زمان حال و ماجرای مهاجرت خواهرش به گذشته بازمیگردد و ...
سال درخت
نامه را درآورد تا با شعلهی چراغ لامپا بسوزاند و از بیناش ببرد.
میترسید که خود اولین قربانی این نفریننامه شود. احساس گناه میکرد که تمام مدت نامزدیاش با محمود به فکر جمال از او و خانوادهاش متنفر بوده است.
صدای پایی که از توی حیاط رد میشد حواسش را پرت کرد. چراغ لامپا از دستش افتاد و همینطور که پایین میافتاد ...