مجموعه داستان خارجی

اسباب خوشبختی

(Concerto a la memorie dun ange)

این کتاب مجموعه‌ای است از 4 داستان کوتاه اریک امانوئل اشمیت به انتخاب شهلا حائری. در این داستان‌های اریک امانوئل اشمیت بار دیگر با ظرافت خاص خود به جستجو در درون شخصیت‌ها و روابط انسان‌ها می‌پردازد. گاهی از خوشبختی متزلزل یک زن می‌گوید، زمانی از غفلت یک پدر، گاهی از نیروی خاطرات و همواره از مرز میان واقعیت و تخیل و حقیقت و دروغ.

شهلا حائری
قطره
9786001196911
۱۳۹۲
۱۵۰ صفحه
۹۱۰ مشاهده
۰ نقل قول
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۲ رمان اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است. چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است. نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
آقا ابراهیم و گل‌های کتابش
آقا ابراهیم و گل‌های کتابش "آقا ابراهیم و گل‌های ..." دومین قسمت از سه‌گانه‌ی اریک امانوئل اشمیت است که انتشارات بازتاب نگار منتشر می‌کند. "اسکار و خانم صورتی" تابستان سال 82 انتشار یافت ـ زمانی که نویسنده‌ی آن برای خواننده‌ی فارسی زبان کاملا ناشناس بود. با این حال بی اغراق تمام کسانی که اولین برگردان فارسی اثری از یک نویسنده‌ی ناشناس را برای خواندن انتخاب ...
اولیس از بغداد
اولیس از بغداد سعد می‌خواهد هرج و مرج بغداد را به مقصد اروپا، آزادی و آینده ترک کند. اما چگونه می‌تواند از مرز بگذرد، بی آن‌که دیناری در جیب داشته باشد؟ چگونه مانند اولیس باید شجاعانه از توفان‌ها بگذرد، از کشتی شکسته جان به در ببرد، از چنگال قاچاقچیان مواد مخدر بگریزد، از بی‌رحمی زندان‌بان سایکلوپی فرار کند، یا از افسون عاشقانه‌ی کالیپسوی ...
موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن بر اساس رمانی به همین نام
موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن بر اساس رمانی به همین نام موسیو ابراهیم: قله اون کوهو ببین! چه برفی! مومو: هزاران کیلومتر از سر تا سر جنوب اروپا گذشتیم. همیشه هم پنجره ماشین پایین بود. موسیو ابراهیم: قوقولی قوقو! مومو: وقتی آدم با موسیو به مسافرت می‌ره... موسیو ابراهیم: چه جنگلی! مومو: دنیا براش زیباتر میشه و کشف این مسئله برای من بی‌نهایت جالب بود. موسیو ابراهیم: چه خری! مومو: من پشت فرمون بودم و تمام توجهم ...
خواهران باربارن
خواهران باربارن «درکم کن موییزت. دوست دارم تمام عمرم را با فابین بگذرانم چون دوستش دارم، اما از کجا بدانم که می‌شود؟ "تمام عمر"... خیلی مبهم است، نه؟ تازه فابین فقط همین تابستان اینجاست. سپتامبر برمی‌گردد به لیون. زندگی من همین حالاست، نه فردا. بعدش هم، ادای کسی را که خیلی تعجب کرده در نیاور، من و تو صد بار در موردش ...
مادام پیلینسکا و راز شوپن
مادام پیلینسکا و راز شوپن «هیچ‌وقت این‌طور ننواخته بودم. با صداهای بم روان، قطره‌های ملودی و خطوط کف‌آلود جزر و مد به حاشیه قاره شوپن نزدیک می‌شدم. همه چیزهایی که مادام پیلینسکا به من آموخته بود: سکوت، حلقه‌های روی آب، شبنم، برگ‌هایی که روی شاخه نرم درخت تکان می‌خوردند، فکر کردن به چیزی دیگر، آوازهای ظریف در حد شکستن که تا بی‌نهایت ادامه داشتند.»
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها