رمان خارجی

سفر به دشت ستارگان

(The pilgrimage a contemporary just le pelerin de compostee for ancient wisdom.)

سن‌ژاک‌دوکومپوستل دیری است که از قرون وسطا زائران راه عرفان و حقایق درونی را به خود جذب کرده است. پائولو کوئیلو در سال 1986 به زیارت این دیر می‌رود. در این سفر او به راستی تغییر می‌کند. مکاشفه در آن سفر وی را به این اعتقاد می‌رساند که کشف رمز و رازهای زندگی در مسیر انسان‌های عادی نیز هست. و آدم‌های معمولی نیز قادر به فهم و گشودن رموز ماوراءالطبیعه هستند. سفر به دشت ستارگان حاصل آن سفر معنوی و بیانگر فلسفه انسانی و سیر و سلوک معنوی نویسنده آن است.

9789646138247
۱۳۹۱
۲۸۰ صفحه
۳۰۹۵ مشاهده
۰ نقل قول
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
چون رودخانه روان
چون رودخانه روان
زهیر
زهیر زهیر یک رمان است که نام آن از داستان EL Zahir «خورخه لوئیس بورخس» اقتباس شده است. بورخس مفهوم زهیر را متعلق به سنت اسلامی می‌داند و حدس می‌زند در آغاز سدة هجدهم مطرح شده باشد. زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک، مرئی، حاضر، چیزی که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. چیزی یا کسی که وقتی برای اولین بار با ...
هستی
هستی هستی مروری بر سخنانی است که گاه بسیار آشنا به نظر می‌رسند، به طوری که حس می‌‌کنیم انگار آن‌‌ها را قبلا از جایی در همین نزدیکی‌ها شنیده‌ایم. این سخنان، رشته‌های ظریف لطایفی هستند که مرزهای تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی را زیر پا گذاشته‌اند، تا بین انسان‌ها ارتباطی ایجاد کنند که می‌تواند رنگ و بوی تازه‌ای به هستی‌شان دهد.
برنده تنهاست
برنده تنهاست برنده تنهاست به گفته خود پائولو کوئلیو، عکسی فوری از جهانی است که در آن زنگی می‌کنیم. ماجرا ظرف 24 ساعت در جشنواره‌ی فیلم کن رخ می‌دهد. اما برای ایگور مالف، کارآفرین ثروتمند روس، مهم نیست در این جشنواره و در دنیای سینما چه رخ می‌دهد. ایگور به کن آمده تا همسر سابقش و تنها عشق زندگی‌اش، اوا، را به ...
11 دقیقه
11 دقیقه ... و ناگهان... زن گناهکار شهر، حاضر شد... زنی که می‌دانست مسیح در خانه مرد فریسی در حال غذا خوردن است... بطری مرمرین محتوی معجون را برداشت. پشت سر او ایستاد. کنار پاهایش نشست... پاهایش را با اشک چشمانش شستشو داد... پاهایش را با موی سرش خشک کرد... پاهایش را بوسید... پاهایش را با معجون تقدیس کرد... مرد فریسی که او را ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها