مجموعه داستان خارجی

1 شب پاییزی (بهترین داستان‌های کوتاه از نویسندگان بزرگ روس)

(Best russian short stories)

در اداره‌ای به نام...نه! بهتر است به نام اداره اشاره‌ای نکنیم، چرا که حساس‌ترین و بحث برانگیزترین مسائل جهان، همین موضوعات مربوط به اداره، هنگ، دادگاه عدالت، و در یک کلام، تمام شاخه‌های خدمات عمومی است. امروزه هر شخصی فکر می‌کند که در جامعه به شخصیت او توهین شده است. برای مثال نقل کرده‌اند که اخیرا، شکایتی از رئیس پلیس منطقه دریافت شده که در آن، به این موضوع که تمام نهادهای امپریالیستی به دست افراد نالایق افتاده و به نام مقدس تزار و هم‌چنین خود او اهانت شده، صریحا اعتراض کرده است و حتی برای اثبات حرفش رمانی عشقی ضمیمه شکایتش کرده که تقریبا در هر ده صفحه از آن، به رئیس پلیس منطقه که گاهی هم، در مستی مطلق به سر می‌برد، اشاره شده است. بنابراین به منظور اجتناب از هر گونه سو تفاهمی، بهتر است اداره فوق‌الذکر را اداره معین بنامیم.

9786006687827
۱۳۹۳
۲۹۶ صفحه
۵۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بوی پونه
بوی پونه
5 نمایش‌نامه (4 بعلاوه 1 تکیه بر دیوار نمناک پناهنده مرثیه باد شرق دور شرق نزدیک)
5 نمایش‌نامه (4 بعلاوه 1 تکیه بر دیوار نمناک پناهنده مرثیه باد شرق دور شرق نزدیک) قهوه‌چی: سیب و سکه و سیر که جوره، اینم از این... تخم شاهی ندیده بودم اینقدر کچل بشه. گفتم به مشد یدالله، انگاری بذرهاش قاطی داره... گفت بهش نرسیدی... راستم می‌گه... از بس که سرمون خوش بود این دم عیدی... آرد و تخم مرغ یادم رفت... گرون شده همه چی. ولی من می‌گم می‌ارزه... هنوز سه تای دیگه مونده... سماق ...
فراموشی (مجموعه 29 داستان بسیار کوتاه از نویسندگان معاصر آمریکا)
فراموشی (مجموعه 29 داستان بسیار کوتاه از نویسندگان معاصر آمریکا) مجموعه داستان‌هایی را که در دست دارید از نوع داستان‌های بسیار کوتاه هستند که در سال‌های اخیر در ایالات متحده آمریکا خود ژانر ادبی مستقلی را تشکیل داده، به طوری که پرفروش‌ترین چاپ‌ها و نشرهای سال‌های اخیر آمریکا عمدتا از همین ژانر بوده است.
مرگ تاثیر‌گذار
مرگ تاثیر‌گذار فرمانده با خونسردی رفتن آن‌ها را تماشا می‌کرد. او به همان اندازه که خودش را دچار مخاطره می‌کرد، دیگران را هم به خطر می‌انداخت. می‌گفت خیلی‌ها کشته می‌شوند و این قانون جنگ است. اما افراد شجاع خیلی کمتر کشته می‌شوند...
خانه رو‌به‌رویی
خانه رو‌به‌رویی جوکی وقتی از پنجره‌اش بیرون را نگاه کرد، لرزه به تنش افتاد. خانه رو‌به‌رویی آن طرف خیابان را زن بی‌حیایی گرفته بود. پاسی از شب گذشته، مردها می‌آمدند و در خانه را می‌زدند، اگر جشن و تعطیلات بود، بعدازظهرها هم پیداشان می‌شد. گاهی روی ایوان خانه‌‌اش لم می‌دادند، سیگار می‌کشیدند، توتون می‌جویدند و توی گنداب‌ رو تف می‌انداختند. هر فسق ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها