در انتظار گودو
نمایش‌نامه

در انتظار گودو

( Waiting for godot )

انتظاری که زمان و علت آن مشخص نیست. فقط مشخص است که باید انتظار کشید ولی برای چه مقصودی؟...

ماکان
۹۷۸۹۶۴۶۶۹۲۰۷۷
۱۳۸۵
۱۶۸ صفحه
۳۲۱ مشاهده
۹ نقل قول
رمان های مشابه

ولادیمیر: نکند موقعی که خواب بودم دیگران رنج می‌کشیدند؟ نکند الان هم خواب باشم؟ فردا،وقتی که بیدار شدم، در مورد امروز چی بگم؟…
.
.
ما به اندازه کافی وقت داریم که پیر بشیم.


ولادیمیر: … شاید بتونیم از اول شروع کنیم.
استراگون: باید آسان باشد.
ولادیمیر: همیشه اولشه که سخته.


استراگون: دست نزن! سوال نکن! حرف نزن! پیشم بمون!
ولادیمیر: هیچ وقت ترکت کرده ام؟
استراگون: تو گذاشتی که من برم.


ولادیمیر: آدم حتی جرأت نمیکنه زیادی بخندد.
استراگون: چه محرومیت وحشتناکی.


ولادیمیر: خب؟چیکار کنیم؟
استراگون: بیا کاری نکنیم. مطمئن تره!


استراگون: و او چه جوابی داد؟
ولادیمیر: که باید ببینه چی پیش می‌آد!
استراگون: که او نمی‌تونه قول چیزی رو بده.
ولادیمیر: که باید در این مورد فکر کنه.
استراگون: توی خلوت خونش.
ولادیمیر: با خونواده ش.
استراگون: با دوستانش.
ولادیمیر: با مباشرانش.
استراگون: با همقطاراش.
ولادیمیر: با کتاباش.
استراگون: با حساب بانکی ش.
ولادیمیر: پیش از اینکه تصمیمی بگیره.
استراگون: باید هم همین طور باشه.


ولادیمیر: عالیجناب انتظار دارن که امتیازات ویژه شون رو مطالبه کنن؟
استراگون: ما که دیگه حقی نداریم.
ولادیمیر: اگه خندیدن ممنوع نبود، منو از خنده روده بُر می‌کردی.
استراگون: ما حقوقمون رو از دست دادیم.
ولادیمیر: از دست شون راحت شدیم.
استراگون: دست و پامون بسته نیست؟


ولادیمیر: آیا خواب بودم، وقتی دیگران رنج می‌کشیدند؟ آیا الان هم خوابم؟ فردا، وقتی بیدار شدم، یا فکر کردم که شدم، در مورد امروز چی بگم؟
اینکه با دوستم استراگون، در این مکان، تا سر شب، منتظر گودو بودیم؟ اینکه پوتزو رد شد، با باربرش، و با ما صحبت کرد؟ احتمالا. ولی توی همه ی این‌ها چه حقیقتی وجود داره؟


استراگون: من خسته ام! {مکث} بیا بریم.
ولادیمیر: نمی‌تونیم.
استراگون: چرا؟
ولادیمیر: منتظر گودو ایم.
استراگون: آها! {مکث. مأیوس} حالا چه کار کنیم، چه کار کنیم!
ولادیمیر: هیچ کاری نیست که بکنیم.


امتیاز کاربران مشاهده همه
mohsen4
mohsen4
Mary Daisy Dinkle
Mary Daisy Dinkle
Elham
Elham
hedgehog
hedgehog
batreaceh
batreaceh
Arathorn
Arathorn
در انتظار گودو (1 تراژدی کمدی در 2 پرده) نمایش‌نامه
در انتظار گودو (1 تراژدی کمدی در 2 پرده) نمایش‌نامه انتظاری که زمان و علت آن مشخص نیست. فقط مشخص است که باید انتظار کشید ولی برای چه مقصودی؟...
مالوی
مالوی این کتاب از سری 3 گانه ساموئل بکت (مالوی - مالون می‌میرد - نام‌ناپذیر ) به ترجمه سهیل سمی است.
هم‌چنان به هیچ‌وجه
هم‌چنان به هیچ‌وجه یک روشنایی ضعیف با صدا نمایان می‌شود. با آمدن صداها تاریکی کمتر شد و به محض قطع شدن آن، نور ضعیف و ضعیف‌تر شد. همه چیز به حالت اول بازگشت و شما در تاریکی پشت سرتان قرار گرفتید. چشم‌ها باز شدند و یک تغییر ایجاد کردند.
وات
وات وات لبخند زدن مردم را دیده بود و فکر می‌کرد می‌داند که این کار چگونه انجام می‌شود. و به این حقیقت داشت که لبخند وات، البته وقتی که لبخند می‌زد، مثلا، بیش از نیشخند یا خمیازه، به لبخند شبیه بود. اما لبخند وات ناقص بود، چیزی کم داشت، و کسانی که برای اولین بار لبخندش را می‌دیدند، و البته اکثر ...
ننامیدنی
ننامیدنی شاید یک رویاست، همه یک رویاست، که غافلگیرم می‌کرد، بیدار می‌شوم، در سکوت، و دیگر هرگز نمی‌خوابم. این من می‌شود، یا رویا، باز هم رویا، رویای سکوتی، سکوتی رویایی، لبریز نجواها، نمی‌دانم، فقط کلمات است، بیداری هرگز، فقط کلمات، چیز دیگری نیست، باید ادامه دهی، همین و بس، چندی دیگر متوقف می‌شوند، خوب می‌دانم، حسش می‌کنم، چندی دیگر ترکم می‌کنند، ...
مشاهده تمام رمان های ساموئل بکت